پايان‌نامه کارشناسي ارشد
گروه: کلام شيعه
عنوان
دلايل مشروعيت استمداد و کمک‌خواهي از اولياي الهي
استاد راهنما
حجت‌الاسلام و المسلمين محمدرضا بهدار
استاد مشاور
حجت الاسلام و المسلمين سيد ابوالحسن حسن‌زاده
نگارش
سيد محمدحسين سبط النبي
شهريور 1393
کليه‌ي حقوق اين پايان‌نامه، اعم از چاپ، تکثير،
نسخه‌برداري، ترجمه، اقتباس و… براي دانشگاه اميرالمؤمنين? اهواز محفوظ است. نقل مطالب با ذکر مأخذ، بلامانع است.
اهدا
ارواح مطهر انبياء، ائمه‌ي اطهار?،علماء، شهداء و همه کساني که در راه تحقق آرمان‌هاي الهي قدم نهادند. و نيز پدر و مادرم که به واسطه زحمات و تلاش‌هاي بي دريغ خود موجبات حرکت اينجانب را در اين مسير فراهم نمودند.
تشکر و تقدير
شکر و سپاس بزرگ معلم آفرينش که به لطف بي کرانش به من فرصتي عنايت نمود تا بتوانم اين مقطع از تحصيلات خود را به پايان برسانم و توفيق نصيبم گردانيد تا چند صباحي با حضور اساتيد بزرگوار مشام جان را از رايحه دانش و انديشه معطر سازم.
به همين منظور بر خود لازم مي‌دانم از استاد راهنما جناب حجت الاسلام و المسلمين دکتر محمدرضا بهدار و استاد مشاور جناب حجت الاسلام والمسلمين سيد ابوالحسن حسن‌زاده که اين درپژوهش اينجانب را راهنمايي و ارشاد نموده‌اند تشکر و قدرداني را بنمايم و نيز تقدير و سپاس از خانواده ام که سختي‌هاي دوران تحصيل مرا ياري نمودند.
باسمه تعالي
چکيده پايان نامه کارشناسي ارشد
دانشگاه اميرالمؤمنين?عنوان پايان‌نامه:
دلايل مشروعيت توسل و استمداد از اولياي الهينام نويسنده:
سيد محمدحسين سبط‌النبياستاد راهنما:
حجت‌الاسلام و المسلمين دکتر محمدرضا بهداراستاد مشاور:
حجت‌الاسلام و المسلمين سيد ابوالحسن حسن‌زادهدانشکده:
حکمت و کلامگروه:
کلامرشته تحصيلي:
کلام شيعهتاريخ تصويب:تاريخ دفاع:تعداد صفحات:چکيده پايان‌نامه:
موضوع توسل، از موضوعات و مسائل مورد اختلاف بين خاصه(شيعه) و گروهي از اهل سنت به نام وهابيت است. شيعه بر اساس آياتي از قرآن و روايات و سيره‌ي اصحاب و معصومين? اعتقاد دارد که واسطه قرار دادن اولياي الهي براي درخواست از خداوند متعال، منافات و دوگانگي با توحيد ندارد به شرط آنکه به وسائط نگاه استقلالي نشود، بلکه آن‌ها وسيله دانسته شوند و مسبب الآسباب خداوند متعال مي‌باشند. اين‌گونه توسل، عين توحيد است. در قران کريم نيز اصل توسل را ضامن بقاي ايمان و ملکه تقوا در ضمير انسان دانسته و آن را به عنوان شرط رسيدن به فلاح و رستگاري مي داند، چرا که بدون توسل و استمداد از مواهب و عطاياي الهي ، و آنچه که پروردگار براي تعالي به سوي خويش در اختيار بشر قرار داده،غير ممکن است.(مائده/35) از اين‌رو کردن اتهام شرک به تحت هر عنواني درست نيست و اتهامي کاملا بي اساس است که از سر جهل يا غرض وررزي از سوي مخالفين به شيعيان نسبت مي دهند.
بر اين اساس، اين تحقيق با بررسي آيات قرآن و روايات و سيره‌ي اصحاب و معصومين? ما را به اين نتيجه مي‌رساند که استمداد از اولياي الهي، امري منطقي، عقلي و مطابق با قرآن و شريعت اسلام مي‌باشد و کليه‌ي شبهاتي که در اين باب وارد مي‌شود، بي اساس و قابل پاسخ‌گويي مي‌باشد. دراين رساله به اثبات مشروعيت توسل و پاسخ به شبهات در اين باب پرداخته خواهد شد.واژگان کليدي: مشروعيت، توسل، اولياي الهي، استمداد.
فهرست مطالب
فهرست مطالب‌أ
مقدمه1
فصل اول2
کليات و مفاهيم2
گفتار اول: کليات3
الف) تعريف و تبيين مسأله3
ب) سؤالات تحقيق3
1. سؤال اصلي3
2. سؤالات فرعي4
ج) فرضيه‌هاي تحقيق4
1. فرضيه اصلي4
2. فرضيه‌هاي فرعي4
د) پيشيينه تحقيق4
هـ) روش تحقيق6
و) اهداف تحقيق6
گفتار دوم: مفاهيم7
الف) تعريف توسل7
1. توسل در لغت7
2. توسل در اصطلاح7
گفتاري از علامه اميني درباره توسل13
ج) ضرورت و فلسفه توسل14
ز) مفهوم شناسي مشروعيت16
ح) مفهوم اولياء الهي17
مراد از اولياء اللّه در قرآن17
استعمال در قرآن18
فصل دوم19
دلايل مشروعيت استمداد از اولياي الهي از منظر قرآن کريم و عقل19
دلايل مشروعيت استمداد از اولياي الهي از منظر قرآن کريم20
الف) آيه اول: يا أَيهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَابْتَغُوا إِلَيهِ الْوَسِيلَةَ وَجَاهِدُوا فِي سَبِيلِهِ لَعَلَّکمْ تُفْلِحُونَ20
شبهه در آيه25
پاسخ به شبهه25
ب) آيه دوم: قَالُوا يا أَبَانَا اسْتَغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا إِنَّا کنَّا خَاطِئِينَ * قَالَ سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَکمْ رَبِّي إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ26
ج) آيه سوم: أَيکمْ يأْتِينِي بِعَرْشِهَا قَبْلَ أَن يأْتُونِي مُسْلِمِينَ26
د) آيه چهارم: وَلَمَّا وَقَعَ عَلَيهِمُ…28
ه‍) آيه پنجم: قَالَ مَا مَکنِّي فِيهِ رَبِّي خَيرٌ فَأَعِينُونِي بِقُوَّةٍ أَجْعَلْ بَينَکمْ وَبَينَهُمْ رَدْمًا29
و) آيه ششم: وَ لَمَّا جاءَهُمْ کتابٌ مِنْ عِنْدِ اللهِ مُصَدِّقٌ لِما مَعَهُمْ وَ کانُوا مِنْ قَبْلُ 30
ز) آيه هفتم: وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُک فَاسْتَغْفَرُوا اللهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللهَ تَوَّاباً رَحِيماً31
استدلال اهل سنت به آيه براي بعد از وفات پيامبر?32
نظر صحابه و تابعين در زمينه تطبيق آيه براي بعد از وفات پيامبر?33
3. تطبيقات اهل بيت? نسبت به آيه شريفه37
شبهه38
پاسخ38
دلايل مشروعيت استمداد از اولياي الهي از منظر عقل39
فصل سوم: دلايل مشروعيت استمداد از اولياي الهي از منظر روايات و صحابه42
گفتار اول: دلايل مشروعيت استمداد از اولياي الهي از منظر روايات43
الف) روايات خاصه43
1. روايت رسول اکرم?43
2. روايت امام علي?43
3. توسّل امام حسين??44
4. روايت امام سجاد?44
5. روايت امام باقر?46
6. روايت امام موسي کاظم??46
ب) روايات عامه46
1. توسل به ذات پيامبر?، قبل از آمدن به دنيا46
2. توسل پيامبر? به حق بزرگ خودشان و پيامبران پيش از خودشان49
3. توسل مرد نابينا به پيامبر? براي شفا يافتن50
4. توصيه عثمان بن حنيف به حاجتمند به توسل به پيامبر?50
5. روايت حاکم نيشابوري در توسل حضرت آدم به حق پيامبر? براي آمرزش گناه51
6. روايت قسطلاني52
گفتار دوم: دلايل مشروعيت استمداد از اولياي الهي از منظر اصحاب، تابعين و امامان اهل سنت53
توسل بلال بن حدث صحابي به قبر پيامبر?53
توسل عمر بن الخطاب به عباس بن عبدالمطلب54
توسل امام علي? و عباس کنار قبر پيامبر55
4. عايشه و توسل به پيامبر56
5. سلف و توسل به پيامبر?57
6. تابعين و توسل به پيامبر?57
7. توسل مالک بن انس58
8. توسل محمّد بن ادريس شافعي59
9. توسل احمد بن حنبل59
10. توسل ابوحنيفه62
فصل چهارم: شبهات و سؤالات وارده در باب توسل و پاسخ به آنها64
گفتار اول: برخي از سؤالات وارده در باب توسل65
سؤال اول65
پاسخ65
مفهوم شرک65
مفهوم دعا در قرآن65
نتيجه‌گيري68
سؤال دوم68
پاسخ69
نتيجه‌گيري71
سؤال سوم71
پاسخ72
نتيجه‌گيري74
سؤال چهارم74
پاسخ75
سؤال پنجم76
پاسخ77
گفتار دوم: تمسک به قرآن براي اثبات شرک و پاسخ به آنها80
الف) شبهه اول80
ب) پاسخ شبهه‌ اول80
ج) شبهه دوم82
د) پاسخ شبهه دوم82
هـ) شبهه سوم86
و) پاسخ شبهه سوم86
ز) شبهه چهارم87
ح) پاسخ شبهه چهارم88
گفتار سوم: تمسک به روايات براي اثبات شرک و پاسخ به آنها90
شبهه90
پاسخ شبهه90
نتيجه‌گيري93
فهرست منابع و مآخذ95

مقدمه
توسل يعني واسطه قرار دادن براي رسيدن به هدف مشخصي که انسان براي دست‌يابي آن تلاش مي‌کند. وسيله، گاه مادي و گاه معنوي است. گاه انسان است و گاه غير انسان. گاه خدا است و گاه اعمال و رفتار خوب مثل نماز، روزه و غير آن.. گاه اراده‌ي قوي،اظهار محبت و دوستي و مانند آن مي‌باشد. زيرا اين مطلب روشن است که در نظام توحيدي، خداوند بزرگ، جهان را با ابزار و اسباب فراواني آفريده است. و عقيده به واسطه‌ها براي رسيدن به هدف، يک عقيده‌ي توحيدي مي‌باشد، چون خداوند تمام اسباب و علل تکويني و تشريعي را قرار داده است و انکار کردن واسطه‌ها با توحيد واقعي ناسازگاري دارد. از نگاه انسان موحد، مؤثر و آفريننده‌ي جهانِ يکي است و ساير واسطه‌ها اگر اثري دارند مانند رفع تشنگي به واسطه‌ي آب و رفع گرسنگي به واسطه‌ي غذا و اگر دکتر مريضي را مداوا نموده و شفا دهد، تمامي اين اثربخشي از جانب خداوند بزرگ در واسطه‌ها نهاده شده است. البته انسان موحد واسطه‌ها را مؤثر استقلالي و در عرض خدا نمي‌بيند. بنابراين همان‌گونه که مستقل ديدن واسطه‌ها برخلاف توحيد است، انکار واسطه‌ها و توجه نکردن به آن‌ها نيز مخالف توحيد است.1
يکي از موارد اختلاف بين وهابيان و ساير مسلمين، توسل به اولياي الهي يا به تعبيري وسيله قرار دادن آنان نزد خداوند متعال است. وهابيان توسل را صرفا زمان حيات پيامبر? جايز مي دانند اما عموم مسلمين نه تنها آن را جايز مي‌شمارند بلکه در طول تاريخ به آن عمل کرده اند. توسل انواع و اقسامي دارد که نزد عموم مسلمين برخي از آن‌ها صحيح و بعضي باطل و دسته اي ديگر مورد اختلاف هست؛ توسل اصطلاحي در فرهنگ اسلامي است ناظر به جستن وسيله اي براي جلب رضاي خداوند.

فصل اول
کليات و مفاهيم

گفتار اول: کليات
الف) تعريف و تبيين مسأله
انسان براي رسيدن به مراد خويش، بايد به اسباب و واسطه‌هاي فيض، متوسل شود. ايجاد مزرعه‌اي آباد، جز از طريق شخم زدن زمين و کاشتن نهال و دادن آب و کود به مقدار مشخص و زمان معين و… امکان‌پذير نيست.
خداوند نيز اموري را به عنوان اسباب و وسايل در جهت تقرب و نزديکي به درگاه خويش قرار داده و ما را به آن امور فرمان داده است. “يا أيها الذين آمنوا اتقوا الله و ابتغوا إليه الوسيلة”2 (اي مؤمنان پرواي الهي داشته باشيد و به سوي او وسيله تحصيل کنيد) با توجه به عدم تقييد کلمه‌ي وسيله، اطلاق آن شامل هر چيزي مي‌شود که صلاحيت نزديک کردن انسان به پيشگاه خداوند را دارد. همان‌طور که نماز، روزه، احسان به يتيم وسائل تقرب به خداوند هستند، استمداد از اولياي الهي نيز وسيله‌ي تقرب به خداوند است. از اين رو هنگام دعا، خداوند را به حق بندگان صالح درگاه او قسم مي‌دهيم و يا از اولياي الهي مي‌خواهيم که براي ما در درگاه الهي دعا کنند.
بر اين اساس توسل -به معناي استفاده از اسباب- لازمه‌ي زندگي انسان و جهاني است که بر آن، قانون اسباب و مسببات حاکم است.3 لذا در اين پژوهش به بررسي توسل و مشروعيت استمداد از اولياي الهي خواهيم پرداخت.
ب) سؤالات تحقيق
1. سؤال اصلي
1. دلايل مشروعيت توسل و استمداد از اولياي الهي چيست؟

2. سؤالات فرعي
1. دلايل مشروعيت استمداد از اولياي الهي از نظر آيات قرآن چيست؟
2. دلايل مشروعيت استمداد از اولياي الهي از منظر روايات چيست؟
3. دلايل مشروعيت استمداد از اولياي الهي از منظر سيره معصومين و صحابه چيست؟
4. آيا استمداد از غير خداوند متعال با توحيد سازگار است؟
5. آيا در صورت پذيرش توسل ديگر نمي‌توان خداوند را بي‌واسطه مورد خطاب قرار داد؟
ج) فرضيه‌هاي تحقيق
1. فرضيه اصلي
1. توسل به اولياي الهي با اجازه خداوند متعال مشروع است و در قرآن از آيات متعدد براي اثبات توسل استفاده مي‌شود.
2. در کتب روايي، روايات معتبري براي اثبات توسل موجود است.
3. سيره معصومين? و صحابه، دلالت بر مشروعيت توسل دارد.
2. فرضيه‌هاي فرعي
1. استمداد و توسل از آنجا که با اذن خداوند متعال است لذا با توحيد سازگار است.
2. در صورت پذيرش توسل نيز مي‌توان خداوند را بي‌واسطه مورد خطاب قرار داد.
د) پيشيينه تحقيق
اصل مسئله توسل جستن و عمل به اين سيره از سوي مسلمان در صدر اسلام بوده اما در دوره هاي بعدي به خاطر تلقي و تفسير غلط برخي فرقه هاي اهل تسنن از اين مسئله و طرح ايراد ها و شبهات به خصوص با ظهور ابن تيميه در قرن هفتم و هشتم اين موضوع به صورت علمي در مجامع علمي و بعضا در کتابهاي علما اشاره مي شد اما با ظهور فرقه وهابيت اين مسئله شدت گرفت و به صورت صريح و مستقل انديشمندان هر دو گروه شيعي و وهابيت به آن پرداختند علماي وارسته‌اي مانند سيد شرف‌الدين، محمد جواد مغنيه، علامه اميني، سيد محسن امين و… از کساني بودند که در اين زمينه، زحمات بسياري را متحمل شدند و در پاسخ به شبهات انحرافي وهابيت، قدمهاي بلندي را برداشته‌اند. حال به نمونه‌هايي از طرح اصل مسئله و تجويز آن در دوره عصر نبوي و اهل بيت (ع) اشاره مي‌کنيم.
نزد شيعه توسل به ائمه? و به‌طورکلي چهارده معصوم? در منابع کهن نمونه‌هاي روشني دارد، همچون حسن بن ابراهيم خلال که به امام کاظم? توسل مي‌جسته است.4
جامع‌ترين نمونه از توسل به معصومين? را مي‌توان در دعاي توسل مشاهده کرد.
بايد توجه داشت که توسل به اهل بيت? مختص به شيعيان نبوده، و به‌رغم تفاوت‌هاي اعتقادي در باب امامت، توسل به اهل بيت در ميان اهل سنت نيز رواجي گسترده داشته است.5
بر سياق توسل پيامبران به يکديگر، در روايات شيعه از توسل امامان به پيامبر? و به يکديگر نيز سخن آمده است. در اين‌باره نمونه‌هايي از توسل جستن حضرت علي? به پيامبر?6 يا امام صادق? به امامان پيش از خود7 نقل شده است.
در اين‌جا به بيان مختصري از منابع شيعي که در رابطه با موضوع توسل در عصر حاضر تهيه و تدوين شده است، اشاره مي‌کنيم.
1. توسل به اهل بيت? از نگاه قرآن و سنت نويسنده: سيد مصطفي مناقب
2. پاسخ به پندارهاي توسل پديدآورنده: محمدزاهد کوثري، وهبي سليمان غاوجي (مصحح)
3. توسل: توحيد يا شرک؟ پديدآورنده: سعيد داودي
4. شفاعت و توسل پديدآورنده: سيدمحمدکاظم روحاني، رحيم کارگر (ويراستار)
5. دعا و توسل پديدآورنده: حسن طاهري الخرم آبادي، محمد خليلوف (مترجم)
6. تبرک، توسل، بدعت پديدآورنده: جعفر سبحاني تبريزي
7. دعا و توسل نويسنده: سيدحسن طاهري خرم آبادي
8. پرسش‌ها و پاسخ‌هاي دانشجويي ج14- دعا و توسل نويسنده: سيد محمدكاظم روحاني، محمدرضا كاشفي
9. توسل به اهل بيت? از نگاه قرآن و سنت نويسنده: سيد مصطفي مناقب
اما منابع دست اول غير مستقل اهل سنت در اين رابطه:
از جمله تأليفات علماي اهل سنت به اين کتب مي‌توان به “شفاء السقام في زيارة خير الانام” اثر تقي الدين سبکي شافعي و “رفع المنار لتخريج احاديث التوسل و الزيارة” اثر محمود سعيد ممدوح و نيز “ارغام المبتدع الغبي بجواز التوسل بالنبي” اثر غماري اشاره نمود.
و يکي از منابع جديد اهل سنت کتاب الدرر السنيه في الرد علي الوهابيه از احمد بن زيني دحلان است.
هـ) روش تحقيق
روش اين تحقيق کتابخانه اي بوده و بيش‌تر از روش‌هاي نقلي استفاده شده است. تلاش اين نوشتار استناد به آيات کريم قرآن در جهت اثبات مشروعيت استمداد از اولياي الهي است و نيز پاسخ به شبهات وارده در اين موضوع با استناد به ادله نقلي و عقلي. اين نگارش، به اعتبار موضوع، کلامي، توصيفي و تحليلي مي‌باشد. در تدوين اين رساله، ضمن اينکه دلايل اثبات توسل را مي‌آوريم، به موضوع مهم کيفيت جمع اين‌ها با توحيد، پرداخته تا جديدترين اشکالات و شبهات، پاسخ داده شود.
و) اهداف تحقيق
هدف از اين پژوهش، تبيين معناي توسل، با استناد به آيات قرآن و رد بعضي از شبهات به روز وهابيت نسبت به اين مسأله است.
گفتار دوم: مفاهيم
الف) تعريف توسل
1. توسل در لغت
توسل در کتب لغوي به اين صورت آمده است؛ خليل بن احمد مي‌گويد: (توسل از وسلت الي ربي وسيله است؛ يعني انجام دادم عملي را تا به سبب آن به سوي خدا نزديک شوم…)8ابن منظور مي‌نويسد: (وسيله چيزي است که انسان به سبب آن به مقصود خود رهنمون مي‌شود.)9
قال صاحب العين: الوسيلة ما تقربتَ به و قد توسلت به إليه، و منه توسل إلي الله تعالي بعمل: تقرّب.10
صاحب کتاب العين گفته: وسيله چيزي است که به سبب آن تقرب جسته و با آن به سوي مقصد توسل نموده‌اي و از همين معناست جمله: “توسل الي الله تعالي بعمل” (توسل جستن به سوي خدا به واسطه‌ي عمل) که به معناي تقرب است.
با توجه به موارد ذکر شده از کتب لغوي مي‌توان گفت که توسل در لغت به معناي وسيله قرار دادن يا واسطه قرار دادن چيزي است.
2. توسل در اصطلاح
توسل در اصطلاح از معناي توسل در لغت خارج نيست به اين بيان که عبد، بين خود و پروردگار خودش، چيزي را قرار مي‌دهد که وسيله‌ي تقرب او به خدا باشد و دعاي او به واسطه‌ي آن چيز مستجاب گردد و حاجتش برآورده گردد. مثلاً مي‌گويد: “اللهم اني اسئلک بحق محمد و آل محمد أن تغفر لي” و اين معناي اصطلاحي توسل، مشروع و جايز مي‌باشد11
مقصود از توسل آن است که عبد شيئ را به سوي خداوند مقدم بدارد، تا اينكه وسيله او باشد در نزد خداوند و به واسطه آن دعايش مستجاب شود و به مطلوبش برسد. مانند اينكه خداوند را با اسماء حسنايش و صفاتش ياد کند و سپس دعا كند كه در اين صورت اسماء خداوند را وسيله براي استجابت دعا و نيل به مطلوبش قرار داده­است.12
با توجه به آنچه گفته شد توسل در اصطلاح آن است که چيزي يا کسي که نزد خداوند متعال قدر و منزلتي دارد را وسيله‌اي براي اجابت دعا قرار دهيم؛ مثل توسل به اسماء و صفات خداوند، توسل به ايمان به خدا و رسولش? و اعمال صالح، توسل به ذات انبيا و اوليا و دعاي آنها.
عيسي بن عبدالله بن محمد بن مانع حميري مي‌گويد:
و التوسل في الشريعة هو تجاهل المتوسل لقبول اعماله المبذولة و التماس رجائها من الله سبحانه بأعمال مقبولة لذوات موصولة. و المعني انّ المتوسل عمل اعمالاً صالحة جهل حقيقة قبولها عندالله، فالتمس رجاءها من فضل الله في قبول عمل اوزاد في التواضع و الانکسار لمولاه، فتلمس رجاءها من اعمال مقبولة لذوات مقربة موصولة أي بالنبيين و المرسلين و عباد الله الصالحين….13
توسل در شريعت عبارت است از تجاهل توسل‌کننده نسبت به قبول اعمالي که انجام داده و درخواست اميد از جانب خداوند سبحان، به واسطه اعمالي که از اشخاص واصل به حق، مورد قبول واقع شده را دارد. معناي اين جمله آن است که توسل کننده اعمال نيکي را انجام داده ولي حقيقت قبول آنها را نزد خداوند متعال جاهل است. لذا او درخواست اميد از فضل خدا دارد تا به عمل يا زاد و توشه مولايش در تواضع و انکسار قلب به او لطف کند. لذا او به دنبال عمل‌هاي مقبول از افراد متقرب و واصل به خداست يعني انبيا و رسولان و بندگان صالح خداوند سبحان….
حضرت آيت‌الله يثربي نويسنده‌ي کتاب سيري در آيات ولايت و امامت مي‌فرمايد: جبروت، جلالت و عظمت خالق متعال اقتضاء ارتباط مستقيم با هر پست، دني و مفضولي را ندارد. بر اساس برهان “امکان اشرف”14 جريان فيض الهي نمي تواند بدون واسطه به مخلوقات و موجودات برسد. البته اين گونه نيست که خداوند همچون پادشاه جبار و ستگري بگويد: هيچ کس حق ندارد بدون واسطه با من سخن بگويد. لزوم وجود واسطه به شدت و قدرت فيض الهي و به ضعف و سستي مخلوقات باز مي‌گردد. به عبارت ديگر ضعف از فاعل نيست، بلکه قابل و دريافت کننده فيض، قابليت دريافت بي واسطه آن را ندارد.15
خداوند متعال فياض علي الاطلاق است و در اعطاء فيض بخل و امساک نمي ورزد. اما موجودات و مخلوقات توان دريافت و بي واسطه فيض الهي را ندارند و نيازمند وسايطي هستند که اين فيض را دريافت و به حسب قابليت وجودي هر کس به او اعطا نمايند. به همين دليل است که پيامبر اکرم? مي‌فرمايند: “أوّل ما خلق الله نوري ابتدعه من نوره واشتقّه من جلال عظمته… ثم خلق العرش و اللوح و الشمس وضوء النهار و نور الأبصار و العقل والمعرفه و أبصار العباد و أسماعهم و قلوبهم من نوري و نوري مشتقّ من نوره”16 (خداوند نخست از نور خود نور مرا ابداع [آفرينش] کرد و آن را از جلال و عظمت خود منشاء داد… سپس از نور من که قسمتي از نور خدا مي‌باشد، عرض، لوح، آفتاب، روشنايي روز، نور ديدگان، عقل، معرفت، چشم بندگان، گوش و قلبهاي آنان را آفريد.)17
بنابراين خداوند متعال از نور خود، پيامبر? را آفريد و همه مخلوقات و موجودات ديگر از نور پيامبر اکرم? آفريده شدند. بنا بر اين دريافت نور الهي نيازمند به واسطه يا به عبارتي (وسيله) مي‌باشد، چنانکه خداوند متعال در قرآن مي‌فرمايد: “يا أَيهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَابْتَغُوا إِلَيهِ الْوَسِيلَةَ وَجَاهِدُوا فِي سَبِيلِهِ لَعَلَّکمْ تُفْلِحُونَ”18 (اي کساني که ايمان آورده ايد! از (مخالفت فرمان) خدا بپرهيزيد و وسيله اي براي تقرب به او بجويي و در راه او جهاد کنيد باشد که رستگار شويد.)19
معنا و مفهوم و تفسير (وسيله) در اين آيه شريف بنا به تصريح روايات فراوان، حضرات معصومين? هستند، همچنان که اميرالمومنين? در ذيل آيه فوق مي‌فرمايند: “انا وسيلته”20. (من وسيله خداوند هستم.)
حتي برخي از مفسران اهل سنت در تفسير اين آيه، اسامي اصحاب کساء? را ذکر کرده اند21.
و يا اينکه رسول الله? مي‌فرمايند: “نحن الوسيلة الي الله و الوصلة الي رضوان الله”22 (ما وسيله‌هاي خداوند در ميان مخلوقات هستيم.)23
اما هر چيزي شايستگي آن راندارد که وسيله قرار بگيرد. وسايل و وسايط، توسط خداوند، برگزيده و انتخاب مي‌شوند. همان گونه که انتخاب در عالم تشريع يعني (نبوت و مقام دريافت و ابلاغ وحي) از آنِ خداوند است. افراد بشر هيچ حقي در اين انتخاب و جعل ندارند.
به عنوان مثال، سنگهاي بسيار زيبا و درخشاني در عالم يافت مي‌شود و انسان از ديدن آنها لذت سرشاري مي‌برد، اما خداوند هيچ يک از اين سنگها را وسيله قرار نداده است و فقط سنگ سياه کعبه را وسيله تقرب و تعبد قرار داده است. به همين جهت در هنگام تشرف به بيت الله الحرام در صورت امکان، بايد حجر الاسود را ببوسيم، و استلام24 نماييم و بگوييم: “اللهم امانتي اذيتها و ميثاقي تعاهدته لتشهدلي بالموافاه”25 (بارالها! امانتم را ادا نمودم و به عهد و پيمانم گردن نهادم تا به وفاداري من شهادت دهي [خطاب به حجر الاسود])
خلاصه اينکه تاکنون در رابطه با جايگاه و مقام والا و دست نيافتني ائمه اطهار? مطالبي بيان نموديم و به اين نتيجه رسيديم که خداوند متعال به دو دليل حضرات معصومين? را مجراي فيض الهي قرار داده است.
1. جلال، عظمت و قدوسيت، ذات اقدس الهي، اباء دارد که با هر پست، دني و حقيري ارتباط مستقيم برقرار کند.
2. مخلوقات و موجودات، تحمل و قدرت دريافت فيض و جلوه‌هاي الهي را در همه شئون و جهات ندارند. به همين دليل خداوند متعال، وسايل و وسايطي براي انتقال فيض از منبع فياض، به ديگر مخلوقات قرار داده، که آنان در درجه اول حضرات معصومين? مي‌باشند.
و همچنين به نتايج ديگر دست يافتيم که خلاصه آن چنين است:
1. انتخاب اسباب و وسائط تنها در دست ذات اقدس الهي است و هيچ کس در اين گزينش، حق دخالت و اظهار نظر ندارد.
2. واسطه قرار دادن معصومين? و توسل به ساحت آن حضرات? توصيه و سفارش قرآن است و هيچ اشکالي ندارد.
3. براي دستيابي به نعمات و رحمت و جلوه‌هاي خداوند متعال بايد از وسايل و وسائط استفاده کرد. برترين تجلي اين وسائط، ائمه معصومين? مي‌باشند. اميرالمومنين? مي‌فرمايند: “انا وسيلته”26 (من وسيله (براي تقرب به) خداوند هستم.)
در برابر اين تفکر صحيح که برگرفته از آيات و روايات است، تفکري انحافي وجود دارد، که هر نوع خواستن، خواهش، توسل و شفيع قراردادن به درگاه خداوند را شرک مي‌پندارند. اين انديشه از زمانهاي نه چندان دور در ميان بخشي از مسلمانان به وجود آمد و ريشه آن جهالتي است که به صدر اسلام و بعضي صحابه رسول الله? باز مي‌گردد.
دليل عمده و اصلي اين انحراف بسيار بزرگ که متاسفانه دامن گير عدهاي از مسلمانان شده جهل و وسوسه شيطان است. چنانکه عمر ابن خطاب (خليفه دوم) چون توجه به جعل الهي و وسيله قرار گرفتن بعضي ازاشياء را نداشت به حجر الاسود خطاب کرد و گفت: “اني لأعلم انک حجر لا تضر و لا تنفع”27 (من يقين دارم تو سنگي هستي که نه ضرر مي‌رساني و نه سودي داري.)
در انتخاب امام?، وسايط فيض و وسايل الهي اعتقاد صريح و قاطع به جعل الهي داريم و در شفاعت ائمه اطهار? و توسل به آنان فقط آنچه را که قرآن و روايات مستند بيان کرده اند مي‌پذيريم. به شبهات و وسوسه‌هاي شيطاني که مخالف دستور خداوند است، اهميتي نمي دهيم.
“وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلاَئِکةِ اسْجُدُواْ لآدَمَ فَسَجَدُواْ إِلاَّ إِبْلِيسَ أَبَي وَاسْتَکبَرَ وَکانَ مِنَ الْکافِرِينَ”28 ([وياد کن] هنگامي را که به فرشتگان گفتيم: (براي آدم سجده و خضوع کنيد) همگي سجده کردند، جز ابليس که سرباز زد و تکبر ورزيد و (به خاطر نافرماني و تکبرش) از کافران شد.)
شيطان نافرماني نمود، سجده نکرد و با خداوند استدلال و محاجه نمود و گفت:
خداوندا! چگونه پست را بر برتر و دني را بر اعلاء ترجيح مي‌دهي؟
“قَالَ أَنَا خَيرٌ مِّنْهُ خَلَقْتَنِي مِن نَّارٍ وَخَلَقْتَهُ مِن طِينٍ”29 ([شيطان] گفت: من از او بهترم، مرا از آتش آفريده اي و او را از گِل.)
هنگامي که خداوند به استدلال او وقعي ننهاد، از راه معامله وارد شد و گفت:
“انا اعبدک عباده لم يعبدکها ملک مقرب ولا نبي مرسل” (خداوندا! اگر مرا از سجده بر آدم? معاف داري تو را به گونه اي عبادت مي‌نمايم که تا به حال نه فرشته اي نزديک به تو و نه پيامبري فرستاده از جانبت، تو را عبادت کرده باشد.)
خداوند در پاسخ به وي فرمود: “لا حاجة لي الي عبادتک، انما اريد ان اعبد من حيث اريد لا من حيث تريد”30 (مرا نيازي به عبادت تو نيست، آن گونه که دوست دام مي‌خواهم عبادت شوم نه آن گونه که دوست دارم مي‌خواهم عبادت شوم نه آن گونه که تو دوست مي‌داري.)
شيطاني که سجده‌هاي او چهار هزار سال به طور مي‌انجاميد، گرفتار عجب و تکبر شد. عبوديت، تسليم محض خداوند بودن است، نه عبادت فراوان.
امام سجاد? مي‌فرمايند: “عبدني لک و لا تفسد عبادتي بالعجب”31 (مرا بر بندگي خود رام ساز و عبادتم را به سبب خود پسندي تباه منماي.)
تسليم در برابر پيشگاه الهي يکي از بالاترين نعمتها بشمار مي‌آيد، هر چه را قادر مطلق مي‌فرمايد، بايد گردن نهيم تا سرانجامي چون شيطان رجيم نداشته باشيم32.
گفتاري از علامه اميني درباره توسل
علامه اميني در کتاب شريف الغدير پيرامون توسل مي‌گويد: “فلا تعدوا ان تکون بهم إلي…. مع أهله”
از اين بيش‌تر نيست که اين کارها در حقيقت وسيله قرار دادن آن‌ها به سوي خداوند است به عنوان واسطه براي رسيدن به حاجاتشان. زيرا که اهل بيت? مقرب نزد خدا هستند. نه به آن جهت که ذوات قدسيه‌ي آنها در رسيدن به مقاصد در مرحله‌ي اصلي دخيل باشد، بلکه آنها مجراي فيض الهي و واسطه‌ي بين مولا و بندگان او مي‌باشند. همه‌ي اين‌ها همراه با اعتقاد ثابتي است به اينکه تنها مؤثر در وجود، خداوند سبحان است. و اين کار چه ضديتي با توحيد دارد؟33
ج) ضرورت و فلسفه توسل
بدون شک آدمي براي تحصيل کمالات مادي و معنوي به غير خود يعني خارج از محدوده وجودي خويش نيازمند است عالم هستي بر اساس نظام اسباب و مسببات استوار شده و تمسک به سببها و وسائل براي رسيدن به کمالات مادي و معنوي لازمه اين نظام است.
بر همين اساس قرآن کريم انسان را در جهت کسب کمالات معنوي و قرب به درگاه الهي امر به توسل کرده است: “يا أَيهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَابْتَغُوا إِلَيهِ الْوَسِيلَةَ وَجَاهِدُوا فِي سَبِيلِهِ لَعَلَّکمْ تُفْلِحُونَ”34
در روايات پيامبر اکرم? و امامان معصوم بر لزوم توسل به اولياي الهي هنگام دعا تاکيد شده است چنان که در روايت نبوي مستند نزد شيعه و اهل سنت آمده است: “کل دعا محجوب حتي يصلي علي محمد و آل محمد”35 و هر دعائي محجوب است تا اينکه بر محمد و آل محمد درود فرستاده شود. بنابراين همچنان که اصل دعا از اسباب و وسيله‌هاي فيض است و مي‌توان حاجت را به طور مستقيم از خداوند درخواست کرد استمداد از اولياي الهي در هنگام دعا نيز از اسباب فيض و وسائل قرب به خداوند است.
حکمت اعطاي اين نقش به بزرگان دين و اولياي الهي جايگاه معنوي آنان است همه موجودات عالم هستي آيات و نشانه‌هاي حضرت حقند. هر موجودي به اندازه وسعت وجودي اش نشانگر اسما و صفات خداوند سبحان است. عالي ترين و تابناک ترين جلوه و ظهور حضرت حق در آينه وجود انسان کامل محقق مي‌گردد. انسان کامل آينه تمام نماي اسما و صفات حضرت حق و جلوه و مظهر جلال و جمال پروردگار است. توسل به انسان کامل در حقيقت توجه به جلال و جمال خدا و توسل به چشمه فيض او است.
اولياي الهي انسانهايي از جنس خود ما هستند و به طور معمول خيلي راحت تر و زودتر مي‌توان به آنان رابطه عاطفي برقرار کرد.
خداوند خواسته است اولياي خود را در کانون توجه و اقبال مردم قرار دهد. توجه به آنان به عنوان انسانهاي کامل و برقرار ارتباط عاطفي و معنوي با آنان تأکيد بر حقانيت و اسوه بودن آنان است و موجب مي‌شود مردم با مراجعه به آنان و الگو گيري از ايشان به طريق هدايت و سعادت، دست يابند.
توسل، وسيله قراردادن چيزي بين خود و مطلوب است. وسيله بر دو قسم است: گاهي از امور مادي است؛ مانند آب و غذا که وسيله رفع تشنگي و گرسنگي است و زماني نيز از امور معنوي است؛ مانند گناه کاري که خدا را به مقام و جاه يا حقيقت پيامبر، قسم مي‌دهد تا از گناهش بگذرد. در هر دو صورت وسيله لازم است زيرا خداوند متعال جهان آفرينش را به بهترين صورت آفريده است؛ آنجا که مي‌فرمايد: “الَّذِي أَحْسَنَ کلَّ شَيءٍ خَلَقَهُ”36 (آن خدايي که همه چيز را به بهترين صورت آفريده است.)
جهان بر اساس نظام علّت و معلولي اسباب و مسببات، براي هدايت و رشد و تکامل انسان‌ها آفريده شده است و نيازمندي‌هاي طبيعي بشر با عوامل و اسباب عادي برآورده مي‌گردد. فيوضات معنوي خداوند، همچون هدايت، مغفرت و آمورزش نيز بر اساس نظامي خاص بر انسان‌ها نازل مي‌شود و اراده حکيمانه خداوند بر اين تعلق گرفته که امور از طريق اسباب خاص و علل معيّن به انسان‌ها برسد. بنابراين، همانگونه که در عالم ماده نمي توان پرسيد: چرا خداوند متعال زمين را با خورشيد نوراني کرده و خود بي واسطه به چنين کاري دست نزده است؟ در عالم معنا نيز نمي توان گفت: چرا خداوند مغفرت خويش را به واسطه اولياي الهي، شامل حال بندگان مي‌کند؟
شهيد مطهري مي‌فرمايد:
فعل خدا، داراي نظام است. اگر کسي بخواهد به نظام آفرينش اعتنا نداشته باشد گمراه است. به همين جهت است که خداي متعال، گناه کاران را ارشاد فرموده است که درِ خانه رسول اکرم، بروند و علاوه بر اين که خود طلب مغفرت کنند، از آن بزرگوار بخواهند که براي ايشان طلب مغفرت کنند. قرآن کريم مي‌فرمايد: “وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُک فَاسْتَغْفَرُوا اللهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللهَ تَوَّاباً رَحِيماً”37؛ اگر ايشان هنگامي که [با ارتکاب گناه] به خود ستم کردند، نزد تو مي‌آمدند و از خدا آمرزش مي‌خواستند و پيامبر هم براي ايشان طلب مغفرت مي‌کرد، خدا را توبه پذير مهربان مي‌يافتند.38
از همين رو مي‌بينيم که در قرآن و سنّت تأکيد فراواني بر وسيله و توسل شده است. خداوند متعال مي‌فرمايد: “يا أَيهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَابْتَغُوا إِلَيهِ الْوَسِيلَةَ وَجَاهِدُوا فِي سَبِيلِهِ لَعَلَّکمْ تُفْلِحُونَ”39 (اي مومنين! تقوا پيشه کنيد و براي رسيدن به او وسيله طلب نماييد.)
ز) مفهوم شناسي مشروعيت
مشروعيت از نظر لغوي به معناي “مطابق با شرع بودن” است؛ اگرچه برخي آن را معادل واژه “legitimacy” به معناي “قانوني” و “مطابق قانون” دانسته اند.40 ، اما در اينکه مشروعيت در فلسفه سياست به چه معنايي است، اتفاق نظري در مسأله وجود ندارد. برخي آن را به مقبوليت، برخي به قانونيت و گروهي ديگر آن را به “مطابق شرع بودن” تعريف کرده اند. اهميت روشن شدن معناي مشروعيت از آن روست که با اخذ هر يک از معاني فوق در واقع آن چيزي که بايد در مشروعيت درباره آن سخن گفت، مشخص مي گردد. همچنين از آنجا که در هر جامعه اي لازم است فرد يا گروهي به مديريت و اعمال سلطه بپردازد و مردم نيز بايد براي حفظ نظام و بهره مندي از فرصت ها و امکانات خود
با حاکمان همراهي نمايند، بايد روشن شود که چه عاملي مي تواند اين دو قشر را به انجام وظايف خود وادار سازد. پاسخ به اين سؤال که مشروعيت به چه معنايي است، در واقع مي تواند ما را در رسيدن به پاسخ سؤال مشروعيت در مکاتب مختلف نيز ياري رساند. در اين قسمت، سعي مي شود با ارائه برخي از تعاريفي که در اين باره مطرح شده است و تحليل و بررسي آنها به تعريفي هر چند کلي، درباره مشروعيت دست پيدا کرد.
با توجه به آنچه گفته شد مي‌توان گفت که مشروعيت در لغت به معناي حقانيت، مطابق با شرع، بر حق بودن آمده است.41

ح) مفهوم اولياء الهي
اولياء جمع وَليّ بر وزن فعيل و از ريشه “و ل ي” است.
وَلْي در لغت به معناي قرب و نزديکي است.42
برخي آن را در اصل به معناي وقوع چيزي پس از چيزي، همراه با رابطه‌اي بين آن دو دانسته و استعمال آن را در معاني ديگري مانند نزديکي، دوستي، ياري و پيروي، از آثار آن اصل به حساب آورده‌اند.43
براي وليّ نيز معاني گوناگوني مانند دوستدار، رفيق و ياري کننده ذکر شده‌است44 که در هر يک از آن‌ها نوعي قرب و نزديکي وجود دارد.
اولياءاللّه ترکيبي اضافي است و مراد از آن کساني هستند که از دوستي و قرب الهي برخوردارند.
وليّ خدا شدن لازمه ايمان به خداست، بنابراين هر مؤمني از اولياء اللّه است. ولي درجات اولياء اللّه به مقدار درجه ايمانشان متفاوت است.45
گرچه دارندگان هر يک از مراتب ايمان از اولياء اللّه هستند.
مراد از اولياء اللّه در قرآن
ولي مراد از اولياء اللّه در قرآن، کساني هستند که به درجه عالي ايمان و عبوديت رسيده‌اند.46
آنان کاملاني هستند که از لباس بشريت بيرون آمده، و از قدس جبروت گذشته و در قدس لاهوت وارد شده‌اند و آن‌ها موحّدان حقيقي‌اند و در حديث قدسي در مورد ايشان آمده‌است: اولياي مرا کسي جز من نمي‌شناسد.47
البته اين گروه نيز خود داراي مراتبي هستند، زيرا کمال ولايت پاياني نداشته، مراتب اولياء اللّه نامتناهي است.48
برخي نيز وليّ اللّه را کسي دانسته‌اند که فرشته با او سخن گويد يا کارهاي نيک به او الهام شود.49
رسيدن به درجه عالي ايمان و عبوديت و برخورداري از اين مرتبه ولايت، موجب مي‌شود انسان نوعي ولايت تکويني بر عالم پيدا کرده، بتواند در آن تصرّف کند، چنان که سرپرستي ديگر انسان‌ها و‌تدبير امور آنان را نيز خداوند به چنين انسان‌هايي واگذار مي‌کند.
استعمال در قرآن
در قرآن کريم لفظ اولياء الله فقط در دو مورد به‌کار رفته‌است:در آيات ??-?? سوره يونس، برخي از ويژگي‌هاي اولياء اللّه بيان شده و در آيه‌?‌ سوره جمعه50 خطاب به يهوديان آمده‌است:اگر گمان مي‌کنيد تنها شما اولياي خدا هستيد پس مرگ را آرزو کنيد.
در برخي از روايات عنوان اولياءاللّه بر اهل بيت?، پيروان ايشان،51 و ابرار52 تطبيق شد‌ه‌است. با توجه به موارد استعمال در قران کريم، به ويژه سوره يونس که به بيان ويژگي اولياء الله پرداخته مي‌توان نتيجه گرفت که منظور از اين واژه ميتواند علاوه بر انبيا، اهل بيت و صالحان را نيز در بر گيرد که منابع روايي ذکر شده نيز اين موضوع را تأييد مي‌کنند.

فصل دوم
دلايل مشروعيت استمداد از اولياي الهي از منظر قرآن کريم و عقل

دلايل مشروعيت استمداد از اولياي الهي از منظر قرآن کريم
الف) آيه اول: يا أَيهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَابْتَغُوا إِلَيهِ الْوَسِيلَةَ وَجَاهِدُوا فِي سَبِيلِهِ لَعَلَّکمْ تُفْلِحُونَ53
(اي افراد با ايمان از محالفت با خدا بپرهيزيد و به سؤال او وسيله تحصيل نماييد و در راه خدا جهاد کنيد تا رستگار شويد.)
فهم مفاد آيه در گرو بررسي دو مطلب است:
در ميان آيات قران، آيه فوق به روشني ما را به تحصيل وسيله به پيشگاه خداوند دعوت مي‌نمايد.
آگاهي از مفاد آيه در گرو بررسي دو مطلب است:
1. معناي وسيله در لغت‌عرب چيست؟ 2-آيا استمداد به اولياي‌الهي مصداق وسيله هست يا‌نه؟
وسيله در عرب به معناي (ما يتوسل به) آمده است راغب در مفردات مي‌گويد: “الوسيلة: التّوصّل إلى الشي‏ء برغبة و هي أخصّ من الوصيلة، لتضمّنها لمعنى الرّغبة …. و حقيقه الوسيله الي الله تعالي مراعات سبيله بالعلم و العباده و تحرّي مکارم الشريعه و هي کالقربه”54 (وسيله: رسيدن به هدف با ميل و اشتياق است و حقيقت وسيله جوئي به سوي خدا اين است که راه خدا را با دانش و پرستش بپيمائيم و در جستجوي مکارم اخلاق باشيم اين لفظ به منزله قرب است.)
با توجه به آنچه در فصل گذشته در باره‌ي معنا و مفهوم توسل آمد؛ معناي حقيقي وسيله، همان وسيله جوئي براي چيزي است و اگر هم در موردي به معني خود (قرب)، (نه وسيله قرب) به کار رود روي مناسبت و عنايتي است که در غالب استعمال‌هاي مجازي وجود دارد و شايد مناسبت اين باشد که وسيله تقرب، قرب و نزديکي است و در زبان عرب گاهي سبب مي‌گويند و سبب اراده مي‌کنند.
تا اين جا مطلب اول که همان معناي وسيله بود روشن گرديد.
اما مطلب دوم و آن اينکه اين آيه ما را به وسيله جوئي دعوت مي‌کند و مشکلي نيست که اداي فرائض و مستحبات و خودداري



قیمت: تومان


پاسخ دهید