دانشگاه آزاد اسلامي تهران
دانشکده روانشناسي وعلوم اجتماعي واحد تهران مرکز
مجتمع دانشگاهي وليعصر
پايان نامه کارشناسي ارشد رشته مديريت دولتي
گرايش صنعتي و سازماني
عنوان:
بررسي تاثير هوش هيجاني بر خلاقيت کارکنان مديريت منابع انساني
(بانک تجارت تهران)
استاد راهنما:
دکترغلامرضا محمودي
نگارش:
سمانه جان محمد فيروز ابادي
بهار 1393
تشکر و قدرداني
اکنون با ياري خداوند متعال و لطف و عنايت استادان گرامي جا دارد با زباني قاصر و کلماتي چند به خاطر همة محبت ها و زحماتي که در راه آموزش من متحمل شده ايد صميمانه تشکر و سپاسگذاري نموده و براي شما بزرگواران روزگاري خوش و پر از شادکامي و تندرستي، عمري به بلندي آفتاب، دلي به گرمي مهر و راهي به روشني خورشيد آرزو مي‌نمايم.
از استاد ارجمند و والامقام جناب آقاي وحيد ابراهيم آذرکه با دلسوزي اينجانب را از تفکرات عالمانه و راهنمائيهاي بي شائبه خود در امر اجراي اين تحقيق بهره مند فرمودند سپاسگزاري مي کنم.
تقديم به :
همسر مهربانم که مسير پيشرفت و ترقي مرا در اين امر فراهم نموده است.
چكيده
دانشمندان با مطرح ساختن پژوهشهايي که در زمينه مغز و رفتار انجام شده است، نشان دادند که هوش ديگري به غير از بهره هوشي وجود دارد که در موفقيت و در زندگي افراد نقش دارد.
هوش هيجاني مي تواند در ايجاد محيط پويا، موجبات سلامت رواني را فراهم آورده و يادگيري همراه با لذت و شادي، ارتباط مطلوب اجتماعي با کنترل احساسات و هيجانات تسهيل نمايد.
اهداف تحقيق
تعيين رابطه ميان هوش هيجاني)خودآگاهي _خود مديريتي _ آگاهي اجتماعي _مديريت رابطه) و خلاقيت در کارکنان بخش مديريت منابع انساني ((بانک تجارت تهران))
در پژوهش حاضر هوش هيجاني با استفاده از آزمون هوش هيجاني برادبري و گريوز و خلاقيت با استفاده از پرسشنامه دکتر عابدي اندازه گيري شد. اين پژوهش در زمره پژوهشهاي همبستگي قرار دارد. جامعه آماري در اين پژوهش متشکل از کارکنان مديريت منابع انساني باک تجارت تهران (244 نفر)مي باشد. نمونه مورد نظر در اين پژوهش با توجه به حجم جامعه 182 نفر مي باشند و با استفاده از روش نمونه گيري تصادفي ساده انتخاب شدند.
در اين تحقيق به منظور تعيين پايايي آزمون از روش آلفاي کرونباخ استفاده گرديده است.جهت روايي نيز از روش روايي محتوايي استفاده شده است.
براي تجزيه و تحليل داده‌هاي جمع‌آوري شده ابتدا آمار توصيفي که به بررسي متغيرهاي جمعيت شناختي تحقيق شامل جنسيت، ميزان تحصيلات و … مي‌پردازد؛ مورد بررسي قرار مي گيرد. سپس آمار تحليلي مطرح مي‌گردد. در آمار تحليلي اين تحقيق به منظور بررسي رابطه ميان هوش هيجاني و خلاقيت کارکنان مديريت منابع انساني (بانک تجارت تهران) از آزمون همبستگي پيرسون استفاده شده است.
مهم ترين نتايج حاصل از يافته هاي پژوهش و فرضيه هاي تحقيق به صورت زير است:
– ميان هوش هيجاني و خلاقيت کارکنان مديريت منابع انساني (بانک تجارت تهران) رابطه معنادار وجود دارد. بنابراين مي توان اذعان داشت که کارکناني که داراي هوش هيجاني بالاتر مي باشند، داراي سطوح بالاتري از خلاقيت مي باشند.
– ميان مولفه مديريت رابطه هوش هيجاني و خلاقيت کارکنان مديريت منابع انساني (بانک تجارت تهران) رابطه معنادار وجود دارد. بنابراين کارکناني که داراي مولفه مديريت رابطه هوش هيجاني بالاتر مي باشند، داراي سطوح بالاتري از خلاقيت مي باشند.
– ميان مولفه خود آگاهي هوش هيجاني و خلاقيت کارکنان مديريت منابع انساني (بانک تجارت تهران) رابطه معنادار وجود دارد. بنابراين کارکناني که داراي مولفه خود آگاهي هوش هيجاني بالاتر مي باشند، داراي سطوح بالاتري از خلاقيت مي باشند.
– ميان مولفه خود مديريتي هوش هيجاني و خلاقيت کارکنان مديريت منابع انساني (بانک تجارت تهران) رابطه معنادار وجود دارد. بنابراين کارکناني که داراي مولفه خود مديريتي هوش هيجاني بالاتر مي باشند، داراي سطوح بالاتري از خلاقيت مي باشند.
– ميان مولفه آگاهي اجتماعي هوش هيجاني و خلاقيت کارکنان مديريت منابع انساني (بانک تجارت تهران) رابطه معنادار وجود دارد. بنابراين کارکناني که داراي مولفه آگاهي اجتماعي هوش هيجاني بالاتر مي باشند، داراي سطوح بالاتري از خلاقيت مي باشند.
فهرست مطالب
فصل اول – کليات تحقيق1
1-1 مقدمه2
1-2 بيان مساله2
1-3 اهميت و ضرورت تحقيق3
1-4 جنبه جديد بودن و نوآوري در تحقيق:4
1-5 اهداف تحقيق4
1-6 سوالات تحقيق5
1-7 فرضيه‏هاي تحقيق:5
1-8 مدل تحليلي تحقيق7
1-9 قلمرو تحقيق:7
1-9-1 مكان تحقيق:7
1-9-2 قلمرو موضوعي:7
1-9-3 قلمرو زماني :8
1-10 تعريف واژه‏ها و اصطلاحات فني و تخصصي (به صورت مفهومي و عملياتي):8
فصل دوم – ادبيات تحقيق9
2-1 مقدمه10
2-2 هوش هيجاني10
2-2-1 هوش10
2-2-2 هيجان11
2-2-3 هوش هيجاني14
2-2-4 اهميت هوش هيجاني16
2-2-5 رويکردهاي هوش هيجاني17
2-2-5-1 رويکرد توانايي17
2-2-5-2 رويکرد ترکيبي17
2-2-6 مدلها و مقياسهاي هوش هيجاني17
2-2-6-1 هوش هيجاني ماير و سالووي17
2-2-6-2 هوش هيجاني بار_ان21
2-2-6-3 هوش هيجاني گلمن23
2-2-6-4 هوش هيجاني صفت:24
2-2-6-5 ديگر مقياسهاي هوش هيجاني24
2-2-6-5-1 مقياس خودسنجي اسکات (SSRI)24
2-2-6-5-2 مقياس خصيصه هاي فرا خلقي (TMMS)25
2-2-6-5-3 هوش هيجاني شات25
2-2-6-5-4 مقياس سطوح هيجانيLEIS 26
2-2-6-5-5 مقياس الکسي تيمياي تورنتو TAS-2027
2-2-7 هوش هيجاني از نظر عصبي – زيستي (فيزيولوژي هوش هيجاني)27
2-2-8 هوش هيجاني و هوش عمومي29
2-2-9 هوش هيجاني و موفقيت (افراد داراي هوش هيجاني بالا)31
2-2-10 هوش هيجاني و جنسيت33
2-2-11 هوش هيجاني در محيط کار35
2-3 خلاقيت37
2-3-1 درک ماهيت و منطق خلاقيت37
2-3-2 مفهوم خلاقيت38
2-3-3اهميت خلاقيت41
2-3-4 خلاقيت و ديدگاههاي روانشناسي ، سازماني42
2-3-5 مکاتب خلاقيت42
2-3-5-2 مکتب انسانگرايي43
2-3-5-3 مکتب عصب شناسي43
2-3-6 نظريه هاي خلاقيت44
2-3-7 خلاقيت و نوآوري46
2-3-8 ويژگيهاي شخصيت خلاق48
2-3-9 ويژگيهاي مديران خلاق50
2-3-10 تکنيکهاي توسعه خلاقيت53
2-3-10-1 يورش فکري يا کنکاش مغزي53
2-3-10-2 تکنيک گروه اسمي (گروهبندي گزينشي) 54
2-3-10-3 تکنيک شش کلاه فکري54
2-3-10-4 تکنيک گروه اسمي55
2-3-10-5 تکنيک دلفي56
2-3-10-6 تکنيک TKG56
2-3-11 مراحل تفکر خلاق57
2-3-12 راهكارهاي تقويت خلاقيت57
2-3-13 عوامل خلاقيت61
2-3-14 موانع سازماني خلاقيت63
2-3-15 فرايند بهبود خلاقيت63
2-3-16 مفاهيم مرتبط با خلاقيت65
2-3-16-1 حل مساله65
2-3-16-2 کار آفريني65
2-3-16-3 هوش65
2-3-16-4 هماهنگي هيجان و تفکر68
2-3-17 خلاقيت در سازمان69
2-4 پيشينه تحقيق73
فصل سوم – روش تحقيق75
3-1- مقدمه76
3-2 روش تحقيق76
3-3 متغيرهاي تحقيق79
3-4 جامعه آماري :79
3-5 روش نمونه گيري و تعيين حجم نمونه:79
3-6 روشهاي جمع‌آوري اطلاعات80
3-7-روايي و پايايي پرسشنامه83
3-7-1 تعيين پايايي (قابليت اعتماد) پرسشنامه83
3-7 -2 روايي ابزار اندازه گيري:84
3-8 روش تجزيه و تحليل داده ها84
فصل چهارم – تجزيه و تحليل اطلاعات86
4-1 مقدمه87
4- 2 آمار توصيفي87
4-2-1 جنسيت88
4-2- 2 سطح تحصيلات89
4-2- 3) سن90
4-3 آزمون فرضيات پژوهش92
فصل پنجم – نتيجه گيري و پيشنهادات99
5-1 مقدمه100
5-2 بررسي يافته‌هاي پژوهش با توجه به آزمون همبستگي پيرسون101
5-3 يافته هاي تحقيق103
5-4 محدوديت هاي تحقيق104
5-5 پيشنهادات تحقيق105
5-6 پيشنهادات به پژوهشگران آينده109
منابع110
منابع فارسي111
منابع غير فارسي113
پيوست114
فهرست جداول
شکل مدل تحليلي7
جدول هوش ابعاد منشا9
جدول خانواده هيجان13
شکل تصوير مدور از مدل چهارشاخه اي هوش هيجاني ماير و سالووي 199720
جدول شاخصهاي EQ-I و مواردي که ارزيابي مي کند22
جدول چارچوب هوش هيجاني مدل چهارگانه گلمن23
جدول سطوح حل مساله60
نمودار طرح تحقيق77
جدول سوالات پرسشنامه هوش هيجاني برادبري و گريوز80
جدول نحوه نمره دهي به سوالات 6،14،15،20،28 هوش هيجاني81
جدول توزيع فراواني مربوط به جنسيت کارکنان87
نمودار فراواني مربوط به جنسيت کارکنان پاسخ دهنده87
نمودار فراواني مربوط به سطح تحصيلات کارکنان88
جدول توزيع فراواني مربوط به سن کارکنان88
نمودار فراواني مربوط به سن کارکنان89
جدول آمار توصيفي خود آگاهي89
جدول آمار توصيفي خود مديريتي90
جدول آمار توصيفي آگاهي اجتماعي90
جدول آمار توصيفي احساس مديريت رابطه91
جدول آزمون همبستگي پيرسون بين هوش هيجاني و خلاقيت93
جدول آزمون همبستگي پيرسون بين مديريت رابطه هوش هيجاني و خلاقيت94
جدول آزمون همبستگي پيرسون بين خودآگاهي هوش هيجاني و خلاقيت95
جدول آزمون همبستگي پيرسون بين خود مديريتي و خلاقيت96
جدول آزمون همبستگي پيرسون بين آگاهي اجتماعي و خلاقيت97

1-1 مقدمه
در اين فصل ازتحقيق، محقق با توجه به موضوع ،به بيان مساله اصلي پژوهش وتشريح وبيان موضوع،ضرورت انجام تحقيق و سابقه تحقيقات ومطالعات انجام گرفته مي پردازد وسپس فرضيه هاي تحقيق،اهداف اساسي از انجام تحقيق،روش تحقيق،روش هاي گردآوري اطلاعات ،نمونه و جامعه آماري،روش نمونه گيري و روش هاي تجزيه و تحليل اطلاعات به طور خلاصه بيان مي شوند و در پايان اصطلاحات وواژه هاي تخصصي مطرح مي گردند.
1-2 بيان مساله
از ويژگيهاي بارز انسان و محور اساسي حيات او قدرت انديشه است. انسان در طول زندگي خويش هرگز از تفکر فارغ نبوده، با نيروي صحيح تصميم گرفته است. او توانسته است به حل مشکلات بپردازد و به رشد و تعالي نائل شود. بنابراين تمام موفقيتها و پيشرفتهاي انسان در گرو انديشه بارور و پوياو موثر است. از پيچيده ترين و عالي ترين جلوه هاي انديشه انسان تفکر خلاق است(حسيني، 1381؛ 13). شايد قدري شگفت انگيز باشد اما زندگي بدون خلاقيت مشکل و طاقت فرساست. اگر به کل زندگي نگاهي بيندازيم در خواهيم يافت که زندگي کنوني چقدر از نظر امکانات با گذشته تفاوت کرده است و به قول راجرز آدمي ذاتا خلاق متولد مي شود و با اين حال خلاقيت در مراحل ابتدايي زندگي تکامل يافته نيست و به همين دليل نيازمند به توجه، هدايت و تربيت است.
خلاقيت موضوع جالب توجه و بحث انگيزي است و همچنين مفاهيم چندي با خلاقيت مرتبط است که يکي از آنها هوش است. درباره مساله هوش و خلاقيت و رابطه آنها، مطالعات زيادي انجام گرفته است و نظريات گوناگوني ارائه شده است. در اين زمينه دانشمندان با مطرح ساختن پژوهشهايي که در زمينه مغز و رفتار انجام شده است، نشان دادند که هوش ديگري به غير از بهره هوشي وجود دارد که در موفقيت و در زندگي افراد نقش دارد. اين نوع هوش که جنبه ديگري از هوشمندي را شامل مي شود هوش هيجاني نام دارد. هوش هيجاني مهارتي است که دارنده آن مي‌تواند از طريق خودآگاهي، روحيات خود را کنترل کند، از طريق خود مديريتي آن را بهبود بخشد، از طريق همدلي، تاثير آنها را درک کند و از طريق مديريت روابط، به شيوه‌اي رفتار کند که روحيه خود و ديگران را بالا ببرد.
از آنجا که تا به حال در سازمانها و به ويژه در بانک تجارت، به خلاقيت کارکنان توجه خاصي نشده است و همچنين از آنجا که موضوعات خلاقيت و هوش هيجاني، هر دو عامل پيشرفت افراد محسوب مي شوند، در شخص براي تلاش و فعاليت ايجاد انگيزه مي کنند و در پيشگيري از اختلالات رواني دخالت دارد که خود ضامن سلامتي و خوشبختي است. همچنين اين هيجانات هستند که در افکار اولويت ايجاد مي کنند (منجر به وجود آمدن تفکرات خاصي مي شوند)، حافظه را شکل مي دهند، ديدگاههاي مختلف حل مساله خلق مي کنند و خلاقيت را سهولت مي بخشند. با توجه به مطالب فوق و همچنين اهميت خلاقيت در سازمانهاي امروزي اين پژوهش مي خواهد دريابد که آيا بين هوش هيجاني و خلاقيت کارکنان مديريت منابع انساني (بانک تجارت تهران) رابطه وجود دارد؟ آيا ميان مولفه هاي خودآگاهي، خود مديريتي، آگاهي اجتماعي و مديريت رابطه با خلاقيت کارکنان مديريت منابع انساني (بانک تجارت تهران) وجود دارد؟
1-3 اهميت و ضرورت تحقيق
” هوش هيجاني” در دهه هاي اخير بيش از پيش مورد توجه روانشناسان و ديگر علماي تربيتي قرار گرفته است به نحوي که روانشناسان باليني کوشيده اندهوش هيجاني را هم سطح هوش شناختي قرار داده و بعضا براي آن جايگاه ويژه اي قائل شوند و مطرح نمايند که توجه به عوامل و زمينه هاي شکوفايي هوش هيجاني باعث بروز و ظهور ديگر قابليتهاي آدمي مي گردد. هوش هيجاني مي تواند در ايجاد محيط پويا، موجبات سلامت رواني را فراهم آورده و يادگيري همراه با لذت و شادي، ارتباط مطلوب اجتماعي با کنترل احساسات و هيجانات تسهيل نمايد.
دردنياي پيچيده کنوني ما نيز که شاهد رقابتهاي فشرده جوامع مختلف براي دستيابي به جديدترين تکنولوژي و منابع قدرت هستيم، افراد تيزهوش و داراي هوش هيجاني بالا و خلاق و صاحبان انديشه هاي نو و تفکر واگرا به مثابه گرانترين سرمايه ها از جايگاه بسيار والا و ارزشمندي برخوردار هستند.
امروزه جامعه ما بيش از هرزمان ديگر به افراد هوشمند و خلاق نياز دارد، هرقدر جهاني که در آن زندگي مي کنيم پيچيده تر مي شود، نياز به شناسايي و پرورش ذهنهاي خلاق و آفريننده و موفق بيشتر و شديدتر مي گردد. به عبارتي ديگر در زماني که علم (علمي که هم سازنده و هم مخرب است) با جهش و سرعت باور نکردني پيشرفت مي کند و ما را به عصر وهم انگيز دستاوردهاي تکنولوژي سوق مي دهد، احتمالا تنها راه نجات آن است که بشر با تفکري خلاق و زاينده، خود و اجتماعي را که در آن زندگي مي کند، گام به گام با اين تغييرات سريع و غالبا غيرقابل پيش بيني، منطبق و همگام سازد .
1-4 جنبه جديد بودن و نوآوري در تحقيق:
با يک بررسي اجمالي بر روي تحقيقاتي که در زمينه خلاقيت انجام گرفته است ميتوان دريافت که در تحقيقات توجه زيادي به هوش و خلاقيت شده است ولي توجه بسيار کمي به هوش هيجاني در زمينه خلاقيت کارکنان به ويژه در بانک تجارت شده است ، اين پژوهش، به بررسي تاثير جنبه هاي هوش هيجاني بر خلاقيت پرداخته است.
1-5 اهداف تحقيق
تعيين رابطه ميان هوش هيجاني و خلاقيت در کارکنان بخش مديريت منابع انساني ((بانک تجارت تهران))
تعيين رابطه ميان مولفه خودآگاهي هوش هيجاني و خلاقيت در کارکنان بخش مديريت منابع انساني (بانک تجارت تهران)
تعيين رابطه ميان مولفه خود مديريتي هوش هيجاني و خلاقيت در کارکنان بخش مديريت منابع انساني (بانک تجارت تهران)
تعيين رابطه ميان مولفه آگاهي اجتماعي هوش هيجاني و خلاقيت در کارکنان بخش مديريت منابع انساني (بانک تجارت تهران)
تعيين رابطه ميان مولفه مديريت رابطه هوش هيجاني و خلاقيت در کارکنان بخش مديريت منابع انساني (بانک تجارت تهران)
1-6 سوالات تحقيق
سوال اصلي
آيا ميان هوش هيجاني و خلاقيت کارکنان بخش مديريت منابع انساني (بانک تجارت تهران) رابطه معني داري وجود دارد؟
سوالات فرعي
آيا ميان مولفه آگاهي اجتماعي هوش هيجاني و خلاقيت بخش مديريت منابع انساني (بانک تجارت تهران) رابطه معني داري وجود دارد؟
آيا ميان مولفه خودآگاهي هوش هيجاني و خلاقيت کارکنان بخش مديريت منابع انساني (بانک تجارت تهران) رابطه معني داري وجود دارد؟
آيا ميان مولفه خود مديريتي هوش هيجاني و خلاقيت کارکنان بخش مديريت منابع انساني (بانک تجارت تهران) رابطه معني داري وجود دارد؟
آيا ميان مولفه مديريت رابطه هوش هيجاني و خلاقيت کارکنان بخش مديريت منابع انساني (بانک تجارت تهران) رابطه معني داري وجود دارد؟
1-7 فرضيه‏هاي تحقيق:
فرضيه اصلي:
ميان هوش هيجاني و خلاقيت کارکنان بخش مديريت منابع انساني (بانک تجارت تهران) رابطه معني داري وجود دارد.
فرضيه هاي فرعي
ميان مولفه مديريت رابطه هوش هيجاني و خلاقيت کارکنان بخش مديريت منابع انساني (بانک تجارت تهران) رابطه معني داري وجود دارد.
ميان مولفه خود آگاهي هوش هيجاني و خلاقيت کارکنان بخش مديريت منابع انساني (بانک تجارت تهران) رابطه معني داري وجود دارد.
ميان مولفه خود مديريتي هوش هيجاني و خلاقيت کارکنان بخش مديريت منابع انساني (بانک تجارت تهران) رابطه معني داري وجود دارد.
ميان مولفه آگاهي اجتماعي هوش هيجاني و خلاقيت کارکنان بخش مديريت منابع انساني (بانک تجارت تهران) رابطه معني داري وجود دارد.
1-8 مدل تحليلي تحقيق
شکل 1-1 مدل تحليلي تحقيق
در اين مدل براي بررسي هوش هيجاني از مدل هوش هيجاني برادبري و گريوز در سال 2005 و براي بررسي خلاقيت از آزمون خلاقيت دکتر عابدي در سال 1363 استفاده شده است.
1-9 قلمرو تحقيق:
1-9-1 مكان تحقيق:
کارکنان بخش مديريت منابع انساني (بانک تجارت تهران)
1-9-2 قلمرو موضوعي:
بررسي رابطه هوش هيجاني و خلاقيت
1-9-3 قلمرو زماني :
قلمرو زماني اين پژوهش اسفند 88 تا پاييز 1389 مي باشد. گردآوري داده ها در زمستان 1389 و بهار 1390 انجام گرفت..
1-10 تعريف واژه‏ها و اصطلاحات فني و تخصصي (به صورت مفهومي و عملياتي):
خلاقيت :
از نظر استرن برگ خلاقيت ترکيبي است از قدرت ابتکار ، انعطاف پذيري و حساسيت در برابر نظراتي است که فرد را قادر مي سازد خارج تفکر غير معمول، به نتايج متفاوت ومولد بينديشد که حاصل آن رضايت شخصي و احتمالا خشنودي ديگران خواهد بود.(حق شناس، 1378؛ 69)
هوش هيجاني:
هوش هيجاني مهارتي است که دارنده آن مي‌تواند از طريق خودآگاهي، روحيات خود را کنترل کند، از طريق خود مديريتي آن را بهبود بخشد، از طريق همدلي، تاثير آنها را درک کند و از طريق مديريت روابط، به شيوه‌اي رفتار کند که روحيه خود و ديگران را بالا ببرد.
2-1 مقدمه
رشد فزاينده‌ اطلاعات‌، سبب‌شده‌است‌كه ‌هر انساني ‌از تجربه‌ و علم ‌و دانشي ‌برخوردار باشد كه‌ ديگري ‌فرصت‌ كسب ‌آنها را نداشته ‌باشد، لذا به‌ جريان‌ انداختن ‌اطلاعات‌ حاوي‌ علم‌ و دانش‌ و تجربه ‌در بين ‌انسانها يكي ‌از رموز موفقيت‌ در دنياي‌ امروز است‌. هيچ كس ‌قادر نيست‌ به‌ ميزان ‌اطلاعات ‌واقعي‌ هر كس ‌كه‌ در گوشه‌ ذهن ‌او نهفته ‌است ‌پي‌ببرد. اين‌ اطلاعات ‌زماني ‌به‌ حركت‌ در مي‌آيد كه‌ انگيزه‌اي ‌قوي ‌‌سبب رها شدن آن به ‌بيرون ‌ذهن مي شود. در اين‌ مرحله‌ انسانها به ‌سرنوشت ‌يكديگر حساسند و در جهت‌ رشد يكديگر مي‌كوشند و در نهايت‌ سبب‌ مي‌شود جرياني ‌از علم‌ و دانش ‌و تجربيات‌ ميان‌ آنها جاري ‌شود كه‌ همين‌ امر زمينه‌ساز نوآوري‌ و خلاقيت‌ خواهد بود ( محمدي، 1384: 14).
اين فصل که به بررسي ادبيات موضوع تحقيق مي پردازد، متناسب با موضوع اصلي تحقيق، يعني تاثير هوش هيجاني بر خلاقيت، در سه قسمت تهيه و تنظيم گرديده است. درقسمت اول ادبيات و مباحث نظري مربوط به هوش هيجاني ارائه شده است، در قسمت دوم ادبيات و مباحث نظري خلاقيت مورد بررسي قرار گرفته است و در نهايت در قسمت سوم بخشي از تحقيقات داخلي و خارجي در ارتباط با موضوع اصلي پژوهش مورد بررسي قرار گرفته است.
2-2 هوش هيجاني
2-2-1 هوش
در تعريف هوش اتفاق نظر وجود ندارد و هر محقق يا گروه و دسته اي با تبعيت از ديد فلسفي خود،هوش را به نوعي تعريف مي کند گروهي هوش را قدرت يادگيري مطلب مي دانند، عده اي ديگر هوش را توانايي سازگاري با محيط تعريف کردند، برخي هوش را نيرويي مي دانند که صرف تهيه مقدمات براي رسيدن به هدف مي شود. اين تعاريف در عين کثرت و تفاوت ظاهري، وحدت و هماهنگي دارند زيرا هر يک از اين تعاريف جنبه اي از هوش مي شود (منصف گيتوني و ديگران ،1385 :8-7).
بهترين تعريفي که از هوش وجود دارد که در اينجا براي هدف ما مناسب است، هوش را ((مجموعه اي از توانايي هاي شناختي که به ما اجازه مي دهند تا نسبت به جهان اطرافمان آگاهي پيدا کنيم، ياد بگيريم و مسائل را حل کنيم )) تعريف کرده است (سياروچي ،1383 :4).
هوش داراي ساختار مشخصي است. اين ساختار سه بعد عصبي، تجربه اي و انديشه اي دارد. اين ابعاد از منابع خاصي نشات مي گيرد که حاصل کارکرد آنها است که در جدول 2-1 نشان داده شده است (حميدي زاده ،1386 :125).
بعدهوشمنشاعصبيحاصل کارکردسيستم عصبي فردتجربه ايحاصل يادگيري ،تجربه وزندگي روزانه فرد انديشه ايحاصل تفکروايفاي نقش حافظه درهدايت موضوعهاجدول 2-1 هوش :ابعاد ومنشا (حميدي زاده ،1386 :125)
2-2-2 هيجان
براي بررسي موثر هوش هيجاني، بايد ديد کلي از هيجان و هوش به صورت مفاهيم مجزا از هم داشته باشيم. هيجانات به صورت واکنشهاي ساختار يافته توصيف مي شوند “که در اکثر زيرسيستمهاي روان شناسي همچون سيستم هاي فيزيو لوژيکي، ادراکي و سيستم هاي انگيزشي و تجربي ريشه دارند”. عموما هيجانات فرد در واکنش به رويدادهاي دروني و بيروني شکل مي گيرد. اين هيجانات براي فرد داراي مفاهيم مثبت و منفي هستند. ليپر 1948 اشاره مي کند که هيجانات اصولا نيروهاي تندي هستند، آنها “فرايندي هستند که فعاليت ها را تحريک، پايدار و هدفمند مي سازند. هيجانات به عنوان واکنش هاي آگاهانه نسبت به شرايط محيط يا موقعيت نيز تعريف مي شوند. .جرج 2006 پيشنهاد مي کند که هيجانات و حالات عناصر بنيادين رفتار را شکل مي دهند، سطح شدت آنها، حالات را از هيجانات متمايز مي کند. اساسا حالات شدت کمتري دارند و بايک حادثه و رويداد همراه نمي شوند، در حاليکه هيجانات شدت بيشتري داند و با يک حادثه و اتفاق گره خورده اند (آلستون 2009 : 11-12).
بنابرتعريف لاروس1 هيجان عبارت است از مجموعه پاسخ هايي است که داراي شدت زياد مي باشند و موجب تظاهرات گوياي بدني و ذهني خاص مي شوند. اين تظاهرات معمولا با عمل خاصي همراه هستند که در امتداد فرايندي2 قرار دارند که در زمان پيدايش حالت هيجاني در جريان بوده است. برداس به تعريف بالا مفهوم معنارا مي افزايد، حالات بدني و رفتاري که ناگهان به دنبال يک حادثه غيره منتظره برقرار مي شوند، اين حادثه براي شخص داراي معناي خاص مي باشد. تعريف گلمن از هيجان تخصصي تر و به ريشه شناسي کلمه به معني به حرکت در آوردن و معناي زيست شناختي آن نزديک تر است (منصف گيتوني ،1385 : 30-29). هيجانها از حافظه و واکنش ما به شرايط جاري پديد مي آيند. شکل گيري هيجانهاي ما با توجه به انديشيدن درباره تجربه ها و حادثه هاي حال و گذشته است (سيروس آقايار، 1386 : 49). دانش هيجاني تعريف شده است به عنوان : “درک عواقب و عوامل حالات و هيجانات ،چگونگي تکامل و تغيير آنها در طول زمان.”(آلستون ،2009 : 12)
از اوايل دهه 1980 که مفهوم متفاوتي از هيجانها ايجاد شد و شروع به رشد کرد: عقيده جديد اين بود که هيجانها الزاما در تفکر و رفتار هوشمندانه تداخل ايجاد نمي کنند، بلکه به هوش انسان کمک مي کنند. درواقع، يکي از تفکرات مهمي که در اين سالها به وجود آمده اين بود که هيجانها نوعي اطلاعات است. معناي آن اين است که مردم از هيجانهاي خود، درست مثل انواع آشناتري از هيجانات، استفاده مي کنند تا در مورد دنيا و محيط اطراف خود قضاوت کنند (برادبري، 1386 : 151)
Happy
خوشحال Depressed
پريشان
(افسرده)Surprised
شگفت زدهAnxious
بيم ناک
(دلواپس)Angry
خشمناک
(برآشفته)Creative
خلاقContent
خوشنود(راضي)Sad
اندوهگينShocked
هراسFearful
ترسناکEnraged
عصبانيImaginative
خيال پرداز
(پرانگاشت)Ecstatic
پرجذبه
(جاذبه)Suicidal
خودکشي گرا
(تمايل به خودکشي)Dumbfounded
متحير
(زبان بند آمده)Worried
ناراحتSarcastic
طعنه آميزResourceful
کاردان
(مبتکر)Joyous
شادمانMelancholy
غمگينStartled
وحشت زدهConcerned
مضطربAnnoyed
خشمگينArtistic
هنرمندPleased
بشاشGrieving
غصه دارAstonished
حيران
(سرگشته)Nervous
عصبي
(دستپاچه)Furious
خشمناکInspired
(الهام بخشيدن)Cheerful
خوش رويGloomy
افسردهAmazed
متعجبUneasy
مضطربIrritated
(خشمگين)Innovative
ابتکار Blissful
سعادتمندMiserable
تيره روزStunned
سراسيمهRestless
بي قرارIrate
خشمناکIngenious
باهوش
(مخترع)Exultant
شاد
Heartboken
دل شکستهFlabbergasted
مبهوتFretful
اخموLivid
کبود رنگ
Inquisitive
کنجکاوDelighted
دلشاد
(خوشي)Distressed
پريشان (مضطرب)Astounded
متحير
(گيج)Frightened
وحشت زدهIncensed
(تحريک پذير)Playful
بازيگوشJovial
خوش گذرانApathetic
بي احساسTaken Aback
(پذيرفته)Panicky
منزويCross
Pioneering
(پيشقدم)جدول 2-2 خانواده هيجان
2-2-3 هوش هيجاني
شايد توجه جديد و مدرن امروزي به هوش هيجاني، ريشه در تحقيقات مربوط به تواناييهاي انساني داشته باشد. به دنبال نتيجه گيري کرونباخ3 1960 که عقيده داشت هوش اجتماعي را نمي توان تعريف نمود واندازه گيري هم نشده است. در سالهاي 1980 شکاف هايي در تجزيه وتحليل ماهيت هوش ظاهر گشت. براي مثال استرنبرگ4 تلاش نمود توجه محققين توانائيهاي ذهن را بيشتر به طرف جنبه هاي خلاق وعملي هوش جلب نمايد، گاردنر5 1993 – 1983 حتي هوش درون فردي را مطرح نمود که مربوط به دستيابي به زندگي احساسي است(نسرين زاده،1383 :9).
در سال 1985 يک دانشجوي مقطع دکتري رشته هنر در يکي از دانشگاههاي آمريکا پايان نامه اي را به انجام رسانيد که در عنوان آن از کلمه هوش هيجاني استفاده شده بود. اين چنين به نظر مي آيد که اين اولين استفاده علمي و دانشگاهي از کلمه هوش هيجاني بوده باشد (هين،2004 :1).
ماير و سالووي 1990 اولين بار مفهوم هوش هيجاني را استفاده کردند که توصيف مدلي از هوش مي باشد که هيجانات ديگران و هيجانات خود را تشخيص و مديريت مي کند (آلستون ،2009 :14). هوش هيجاني به وسيله ماير و سالووي1997 اين گونه تعريف شده است: “هوش هيجاني عبارتست از توانايي ادراک عواطف، جهت دست يابي به عواطفي سازنده که به کمک آنها بتوان به ارزيابي افکار، فهم عواطف و دانش عاطفي خود پرداخت و با استفاده از آن بتوان موجبات پرورش احساسات و رشد هوشي خود را فراهم ساخت” (سياروچي،1383:4).
واژه هوش هيجاني از حدود سال 1990 ميلادي در ادبيات پژوهش به کار برده مي شد، اما عموميت يافتن آن به سال 1995، هنگامي که کتاب هوش هيجاني، نوشته دانيل گلمن، پرفروشترين کتاب نيويورک تايمز شد، بر مي گردد. اصطلاح جالب هوش هيجاني در توجه بسيار زياد به هوش هيجاني بي تاثير نيست، اما دليل اصلي اش اين است که مطالعات جديد بيش از پيش ارتباط واضح ميان عواطف، شيمي مغز، خوشبختي، سلامتي و موفقيتهاي عمومي در زندگي را نشان مي دهد (استيوهين ، 1384 : 13).
دکتر مايريس الياس6 مي گويد: هوش هيجاني مجموعه اي از توانايي هاست و کمک مي کند در زندگي شخصي يا کاري با ديگران رابطه اي دوستانه و مداراگرايانه برقرار کنيم. (کارن کاي، 2009 :33). هوش هيجاني چيزي بيش از مجموعه توانايي هاي حرفه اي شناخته شده است، اين مجموعه اي از توانايي هاي رواني است که شامل فهم، مديريت، درک کردن و به کارگيري هيجانات يک فرد است (آلستون ،2009 :14). هوش هيجاني يعني اينکه در مورد هيجانات خود باهوش باشيد، اين به اين معني است که شما در مورد هيجانات خود و هيجانات ديگران، زيرک7، دقيق و هوشيار باشيد (ويس وديگران ،2007: 114).
امروزه هوش هيجاني داراي دو حوزه و طيف گسترده است. يکي از طيف ها، روان شناسي است که هوش هيجاني را به عنوان يک ويژگي يا خصيصه شخصيتي به حساب آورده و باعث شده تا کتاب ها، مجله ها و روزنامه هاي پرفروش راجع به آن مطلب بنويسند و طيف ديگر، پژوهش هاي تجربي هستند که به صورت دقيقتر و جامع آن را مورد مطالعه قرار داده و روش هاي ارزيابي معتبري براي سنجش آن ارائه نموده ان.(سياروچي ، 1385 : 11).
ذهن انسان از سه روش شناخت8 احساس و انگيزش عمل مي کند. حوزه شناخت شامل اعمالي همانند: حافظه شخص، استدلال، قضاوت و يا به صورت کلي فرآيندهاي فکري بشر است. حوزه احساس شامل، هيجاني، حالات روحي، ارزشيابي ها و ديگر حالات احساسي مي شود و سرانجام حوزه انگيزش که مي توان گفت همان حوزه شخصيت است و شامل انگيزه با رفتار هدف گرا که قابل يادگيري مي باشد، مي شود. دو حوزه اول که شامل شناخت و احساس مي شوند در واقع تشکيل دهنده هوش هيجاني مي باشند در واقع مي توان گفت که هوش هيجاني همان استفاده از هيجانات و احساسات است (چون تنگ فالت، 2002 ، 60).
2-2-4 اهميت هوش هيجاني
هوش هيجاني فرايند عملکرد فرد را کامل مي کند، هوش هيجاني نيروي اضافي براي فرد فراهم مي کند تا علاوه بر تصميم گيري، بتواند موقعيتها رابه خوبي درک کند. درک نگرش ها، به ويژه براي افرادي که بايد در موقعيت هاي خاص خانوادگي يا اجتماعي، تصميم بگيرند تغييرات مهمي در رفتار به وجود مي آورد (منصف گيتوني ،1385 :70 ).
با هوش هيجاني بهتر مي توانيد پايداري خود را در رويارويي با ناکاميها تقويت کنيد، حالات روحي وخلق و خوي خود را تنظيم نمائيد، برنفس خود تسلط يابيد، بر وسوسه هاي آن غلبه کنيد، ارضاي نياز زودگذر را به تعويض اندازيد و ازغرق شدن در مسايل ناراحت کننده اجتناب نمائيد و با ديگران هم صحبت شويد (حميدي زاده ،1386 :131).
مزاياي ديگري در زمينه هوش هيجاني وجود دارد که شما را قادر مي سازد :
1- به ديگران انگيزش دهيد .
2- به طور روشن و موثر ارتباط برقرار کنيد.
3- با گوش دادن دقيق، پيام واقعي را دريافت کنيد .
4- بدون احساس دستپاچگي موانع را از ميان برداريد.
5- از آثار مضر خشم بر جسم، سلامتي، روابط و جنبه هاي شغلي جلوگيري کنيد.
6- موجب لذت بردن، افزايش رضايتمندي و روابط سازنده و بهره ور مي شود.
7- خودتان، خانواده تان و ساير دوستان شما را از عوارض منفي هيجاني مصون مي دارد.
8- در شرايط ابهام آميز آرامش بيشتري احساس مي کنيد.
مطالعات هوش هيجاني در زمينه مديران ارشد نشان مي دهد که بندهاي 1تا 3 نقش مهمي را در اين زمينه ايفا مي کنند.
2-2-5 رويکردهاي هوش هيجاني
2-2-5-1 رويکرد توانايي
الگوي توانايي، هوش هيجاني را در محدوده يک هوش قرار مي دهد که درآن هيجان و تعلق با روشهايي معنادار و تطبيقي با هم تعامل دارند. هوش هيجاني به مانند هوش کلامي يا فضايي در نظر گرفته مي شود و با اين استثناء که هوش هيجاني براساس محتواي هيجاني و همراه با آن عمل کند (مايروديگران ،2002: 307).
2-2-5-2 رويکرد ترکيبي
الگوهاي ترکيبي ابعاد مختلف شخصيت را به شيوه اي غير تئوريک ترکيب مي کنند. مجموعه حاصل از صفات، علايق، مهارت ها، توانايي ها و توانش ها، هوش هيجاني ناميده مي شود. با اينحال اين الگو غالبا نه شامل هيجان و نه هوش مي شود (مايروديگران ،2002 : 307).
2-2-6 مدلها و مقياسهاي هوش هيجاني
هر يک از الگوهاي تئوري هوش هيجاني از دو ديدگاه مطرح مي شود: مدل توانايي و يا مدل مرکب. مدلهاي توانايي هوش هيجاني را به طور کامل، برآمده از توانايي ذهني و از اين رو به عنوان هوش خالص9 مي نامند. در مقابل در مدلهاي مرکب هوش هيجاني، توانايي ذهني را ويژگيهاي شخصيتي از قبيل خوش بيني و خرسندي10 در هم مي آميزند. در حال حاضر، تنها مدل توانايي هوش هيجاني از سوي جان ماير و پيتر سالووي ارائه شده است. مدلهاي مرکب هوش هيجاني نيز با مفاهيم دروني متفاوت ارائه گرديده است (استايس و براون ، 2004 : 4).
2-2-6-1 هوش هيجاني ماير و سالووي
ماير و سالووي (1990) در اولين تعريف هوش هيجاني بيان داشتند: “توانايي مشاهده احساسات و هيجانات خود و ديگران، تفاوت قائل شدن ميان آنها و کاربرد اين اطلاعات براي هدايت افکار و فعاليتهاي خود.” و به واسطه اين تعريف، ماير و وسالووي در سال 1999 مهارتهاي چندعاملي هوش هيجاني را مطرح کردند (MEIS) که شامل 420 آيتم و 4 شاخه توانايي براي اندازه گيري هوش هيجاني بود. با توجه به اينکه چارچوب اصلي تحقيقات در زمينه MEIS چندين نقطه ضعف داشت. پژوهشگران (نويسندگان آن)، چندين اصلاح در محتواي مهارتها انجام دادند و مهارتهاي جديدي به آن اضافه کردند (کان استوگ،2009: 44).
مقياس چند عاملي هوش هيجاني MEIS ، اين مقياس براي ارزيابي 4 مولفه اساسي که فرض مي شود در هوش هيجاني وجود دارند، طراحي و ساخته شده است:
مولفه اول در برگيرنده چهارخرده مقياس است که به ارزيابي توانايي اداراک و تشخيص عواطفي که در داستان ها، طرح ها، قطعات موسيقي يا چهره افراد وجود دارد، مي پردازند.
مولفه دوم شامل دو نوع تکليف است که در آن ها توانايي برون سازي عواطف در فرايندهاي شناختي و ادراکي مورد ارزيابي قرار مي گيرند.
مولفه سوم هم شامل چهار خرده مقياس است که به ارزيابي استدلال هاي آزمودني ها درباره عواطف و فهم آنها مي پردازند.
مولفه چهارم، شامل دو خرده مقياس است که به ارزيابي مهارت آزمودني ها در اداره عواطف خود و ديگران مي پردازد (سياروچي ،1383 :62-61).
شايد عمده ترين نقطه قوت اين مقياس، قدرت تميز آن باشد. نمره هاي حاصله از اين مقياس با عواطف مثبت و منفي و ديگر خصيصه هاي شخصيتي، همبستگي کم يا متوسطي دارد. اين مقياس مقياسي سودمند و مفيد براي ارزيابي هوش هيجاني است (سياروچي ،1383 : 63).
ماير و سالووي به کمک ديويد کاروسو، مدل هوش هيجاني را تنظيم کردند، که درآن 4 شاخه جديد از هوش هيجاني معروف به MSCEIT را پيشنهاد نمودند که شامل:
1- توانايي شناسايي يا درک هيجانات 11
2- توانايي کاربرد هيجانات در تسهيل تفکر12
3- توانايي درک هيجانات13
4- توانايي مديريت هيجانات خود و هيجانات ديگران14 (کان استوگ ،209 : 44).
اولين شاخه هوش هيجاني با ظرفيت ملاحظه و بيان احساسات شروع مي گردد. هوش هيجاني بدون قابليتهايي که در اين شاخه وجود دارند غير ممکن مي باشد. احساس هيجاني شامل ثبت، توجه و معني سازي پيامهاي هيجاني مي باشد، به آن صورتي که در حالت صورت، تن صدا بيان مي گردند.
شاخه دوم هوش هيجاني در مود سهولت در فعاليتهاي شناختي مي باشد. هيجانها ترکيبي از سازمانهاي مختلف رواني، فيزيولوژيکي، تجربي، شناختي و انگيزش مي باشند. هيجانها از دو طريق وارد سيستم شناختي مي شوند: به عنوان احساسات شناخته شده و به عنوان شناختهاي تغييريافته. تسهيل هيجاني تفکر – شاخه دو- متمرکز بر اين موضوع است که چگونه هيجانها برروي سيستم شناختي اثر مي نمايد، و به اين ترتيب چگونه مي تواند براي حل مساله به نحو موثر، استدلال، تصميم گيري و کارهاي خلاق به کار رود.
شاخه سوم شامل درک هيجان مي باشد. هيجانها يک دسته سمبولهاي غني را تشکيل مي دهند که به طرز پيچيده اي به هم مرتبط مي باشند. اساسي ترين قابليت در اين سطح، شامل نامگذاري هيجانها با لغات است، به طوريکه بتوان بين نمونه هاي لغات هيجاني تشخيص قائل شد.
درشاخه چهارم، موضوع اساسي در خود تنظيمي هيجان، عبارت است از توانايي فکرکردن و تنظيم هيجانهاي شخصي مي باشد (اکبرزاده ،1383 : 20-16).
شکل2-1 تصوير مدور از مدل چهار شاخه اي هوش هيجاني ماير و سالووي 1997
2-2-6-2 هوش هيجاني بار_ان
رون بار ان با طرح نظر خود تحت عنوان بهره هيجاني، آنرا عبارت از قابليتها و مهارتهايي مي داند که بر روي توانايي فرد براي مقابله موثر با احتياجات محيط و فشارهاي آن اثر مي گذارد (اکبر زاده ،1383 : 3).
مقياس 51 آيتمي EQ_I15 براي زماني که يک ارزيابي مفصل لازم نباشد و يا عدم امکان آن به دليل محدوديت زماني وجود داشته باشد، تدوين شده است (کان استوگ ،2009 : 70).
اين گونه ادعا شده است که پرسشنامه هوش هيجاني بار – ان (EQi) يکي از جامع ترين آزمون هاي خود سنجي هوش هيجاني است. اين پرسشنامه شامل 13 خرده مقياس هوش هيجاني است که در برگيرنده خود آگاهي هيجاني16 (دانستن اين که چه نوع احساسي تجربه مي نمايم برايم دشوار است.) جرات17 (دفاع کردن از عقيده و نظرم برايم کار دشواري است.) استقلال18 (من ترجيح مي دهم تا ديگران برايم تصميم بگيرند.) حرمت نفس ( احساس خوبي نسبت به خودم ندارم.) هم دلي19 (من نسبت به احساسات ديگران حساس هستم ) روابط بين فردي20 (ديگران فکر مي کنند من فردي اجتماعي هستم). مسووليت پذيري اجتماعي21 (من خيلي دوست دارم به ديگران کمک کنم ) حل مساله (روش من براي حل مشکلات، پيشروي قدم به قدم است.) واقعيت آزمايي22 (براي من قرار دادن چيزها در موقعيت درست آن ها مشکل است.) انعطاف پذيري23 ( من به راحتي مي توانم با موقعيت هاي جديد کنار بيايم ) تحمل فشار و استرس24( من مي دانم چگونه بايد با مشکلات دردسرزا کنار بيايم) و کنترل تکانه ها25 (کنترل عصبانيتم برايم کار مشکلي مي باشد) است. علاوه براين خرده مقياس ها، عامل ديگري به نام تسهيل کننده هاي هوش هيجاني26 که در برگيرنده ويژگيهاي مثل: خوشحالي27 (لذت بردن از زندگي برايم کار سختي است.) خوش بيني (من اعتقاد دارم که مي توانم در بهضي از موقعيت ها از همه بالاتر و سرتر باشم.) و خود شکوفايي (من احساس مي کنم که تا آنجا که مي توانم بايد به زندگي ام معنا ببخشم.) مي باشد، در اين آزمون مورد ارزيابي قرار مي گيرد.
در EQiيک نمره کلي از هوش هيجاني به دست مي آيد و هرکدام از خرده مقياس ها هم نمره اي جداگانه به دست مي دهند. اين پرسشنامه هم چنين داراي چهار شاخص معتبر ديگر مي باشد که به وسيله آنها مي توان پاسخ هاي تصادفي يا گمراه کننده آزمودني ها براي اين که بتوانند تصويري بهتر يا بدتر از آنچه که واقعا هستند به دست دهند، ارزيابي کرد (سياروچي ،1383 : 73 – 72).
شاخصهاي هوش هيجانيشايستگيها و مهارتهاي هوش هيجانيدرون فردي:
حرمت ذات
خود آگاهي هيجاني
قاطعيت
استقلال
خودشکوفاييخود اگاهي و بيان خويشتن :
فهميدن و درک وپذيرش صحيح خود
آگاه بودن و درک هيجانات فردي
بيان خود و احساسات فردي به طور اثر بخش
اتکا به خود و عدم وابستگي هيجاني به ديگران
تلاش براي دستياي به اهداف شخصي ميان فردي:
همدلي
مسئوليت پذيري اجتماعي
روابط ميان فرديآگاهي اجتماعي و روابط بين فردي:
آگاه بودن و درک کردن اين که چه احساسي دارد
شناخت گروه اجتماعي مربوط به فرد
برقراري روابط رضايت بخش دو جانبه مديريت استرس:
تحمل فشار
کنترل تکانهمديريت و تنظيم هيجانات:
مديريت کردن سازنده و اثربخش هيجانات
کنترل سازنده و اثربخش هيجاناتسازگاري:
واقعيت آزمايي
انعطاف پذيري
حل مسالهمديريت تغيير:
اعتبار دادن عيني هيجانات فردي و تفکر درباره واقعيت بيروني
تعديل و پذيرش هيجانات فردي و تفکر درباره موقعيتهاي تازه
حل کردن اثربخش مسايل در حيطه فردي و ميان فرديخلق عمومي:
خوش بيني
شادکاميانگيزه به خود:
مثبت بودن و در نظر داشتن نيمه روشنتر زندگي
داشتن احساس خرسندي در خود ،ديگران و در زندگيجدول 2-3 شاخصهاي EQ-I و مواردي که ارزيابي مي کند.(اقتباس از بار-ان ،2005 : 21)
2-2-6-3 هوش هيجاني گلمن
گلمن 1995 هوش هيجاني مشهور خودرا بر پايه کارهاي ماير و سالووي به همراه اضافه کردن توانايي هاي شناختي و صفات شخصيتي بنا نهاد. گلمن و همکارانش در سال 2001 بيان مي کنند که هوش هيجاني از 4 شاخه تشکيل شده است: دو شايستگي فردي که شامل آگاهي اجتماعي و مديريت روابط مي گردد و دو شايستگي اجتماعي که شامل آگاهي اجتماعي و مديريت روابط مي شود. همچنين گلمن در سال 2005، يک شايستگي فردي را توانايي اداره کردن خود آگاهي و مديريت رفتارها و تمايلات مي داند، درحاليکه شايستگي هاي اجتماعي را توانايي درک رفتار و انگيزه هاي ديگران و مديريت روابط به طور موثر مي داند (آنجلوجيانوس ،2008 : 33).
ديگران
خود
آگاهي اجتماعي:
همدلي
خدمت گرايي
آگاهي سازمانيخود آگاهي:
خود آگاهي هيجاني
ارزيابي صحيح از خود
اعتماد به نفس
تشخيصمديريت روابط:
رشد دادن به ديگران
تاثيرگذاري
ارتباطات
مديريت تعارض
رهبري
تسريع کننده تغيير
برقراري پيوند
کارگروهي و همکاريمديريت بر خود:
خود کنترلي
قابليت اعتماد
وجدان
انطباق پذيري
تلاش برا ي دستيابي به هدف
ابتکارعمل
تنظيم
جدول 2-4 چارچوب هوش هيجاني مدل چهارگانه گلمن اقتباس استايس و براون ،2004
2-2-6-4 هوش هيجاني صفت:
هوش هيجاني صفت يا خود کارايي هيجاني28، مدل ادغام يافته اي است که مجموعه اي از مواضع هيجاني29 همچون درک هيجاني30 ، مديريت هيجان31 ، همدلي32 و تحريک در سطوح پايين لايه هاي شخصيتي33 معرفي مي کند (پتريديس و فورنهام 2001-2003). مقياس صفت هوش هيجاني، هيجان مرتبط با توانايي هاي خود ادراکي و صفات را از طريق پرسشنامه خود سنجي اندازه گيري مي کند. مقياس خودسنجي هوش هيجاني صفت، توانايي ها، شايستگيها و مهارتها را در بالاترين ابعاد اصلي شخصيت نميان مي سازد. پتريديس و فورنهام در سال 2001 هوش هيجاني صفت را به عنوان ساختار عريضي از هيجانات عمومي تعريف کردند که در 4 عامل و 15 وجه عمومي مجزا از هوش هيجاني از طريق تجزيه و تحليل مدلهاي مختلف هوش هيجاني سازماندهي کردند.اين چهار عامل شامل: تناسب، خود کنترلي، هيجان، و اجتماعي بودن مي باشد و 15 وجه عبارتند از: سازگاري، جرات، بيان هيجان، مديريت هيجان، فهم هيجان، تنظيم هيجان، تکانشگري، مهارتهاي ارتباطي، اعتماد به نفس، خود انگيزشي، شايستگي اجتماعي، مديريت استرس، همدلي، خوشحالي و خوش بيني مي باشد (پتريدس و فورنهام 2003 ).
2-2-6-5 ديگر مقياسهاي هوش هيجاني
2-2-6-5-1 مقياس خودسنجي اسکات (SSRI)34
مقياس (SSRI) براساس نظريه جديد ماير و همکارانش ساخته شده است. اين مقياس به ارزيابي هوش هيجاني به صورت کلي و چهار خرده عامل هوش هيجاني مي پردازد که عبارتند از:
1- ادراک هيجاني (تشخيص اظهارات غيرکلامي ديگران برايم مشکل است.)
2- اداره هيجانات مرتبط با خود (من در جست و جوي فعاليت هايي هستم که مرا خوشحال مي کنند.)
3- اداره هيجانات ديگران (من سعي ميکنم هيجاناتي را فراهم آورم که سبب شادي ديگران گردد.)
4- بهره وري هيجاني (وقتي احساس مي کنم هيجاناتم عوض شده اند، ايده هاي جديدي در ذهنم شکل مي گيرد.) (سياروچي ،1383 : 75).
2-2-6-5-2 مقياس خصيصه هاي فرا خلقي (TMMS)35
مقياس TMSS به ارزيابي ويژگيهايي چون ميزان توجه افراد به عواطف (من فکر ميکنم که توجه کردن به عواطف



قیمت: تومان


پاسخ دهید