دانشگاه آزاد اسلامي
واحد کرمانشاه
پايان نامه جهت دريافت درجه کارشناسي ارشد رشته مديريت بازرگاني M.A
گرايش مالي
عنوان:
بررسي تاثير فرآيند مديريت دانش و تکنولوژي اطلاعات بر مزيت رقابتي از ديدگاه منبع محور در بيمه هاي خصوصي شهر کرمانشاه
استاد راهنما :
دکتر فرانک موسوي
نگارش:
روح الله حسين آبادي
شهريور ماه 1394
سپاسگزاري
سپاس و منت بي پايان خداي بزرگ را كه توفيقم داد تا از اقيانوس بي‌كران علم و دانش جرعه‌اي بنوشم.
و با سپاس از استاد فاضل سرکار خانم دکتر فرانک موسوي كه با مهرباني و شكيبايي مرا از لطف خود محروم ننمودند و با وجود مشغله كاري فراوان اين پايان نامه را عهده­دار شدند و با نظرات سازنده خويش باعث شدند تا اين پايان نامه به سرانجام برسد.
و همچنين اساتيد محترم جناب آقاي دکتر نادر محمدي و سرکار خانم پريسا بهمني که با نکته سنجي هاي دقيق در رفع نواقص نقش بسزايي را ايفا نمودند. و از مساعدتهاي دوستاني که از هيچ کوششي مضايقه نداشتند کمال تشکر را دارم .
.

تقديم به
مقدس ترين واژه ها در لغت نامه دلم، مادر مهربانم که زندگيم را مديون مهر و عطوفت او مي دانم
و روح پاک پدرم که عالمانه به من آموخت تا چگونه در عرصه زندگي، ايستادگي را تجربه نمايم
و نازنين دخترم (اسرا) که رمز هستي من ، شکفتن لبخند زيباي اوست
فهرست مطالب
چکيده:1
فصل اول:
کليات پژوهش
1-1 مقدمه:3
1-2 تعريف و بيان مساله پژوهش4
1-3 اهميت موضوع پژوهش:6
1-4 اهداف پژوهش:8
1-5 قلمرو پژوهش:9
1-6 فرضيات پژوهش:9
1-7 بيان متغيرهاي مورد بررسي در قالب يک مدل مفهومي10
1-8-1 تعاريف مفهومي:10
1-8-2 تعاريف عملياتي:12
فصل دوم:
ادبيات و پيشينه پژوهش
2-1 مقدمه16
2-2 مباني نظري پژوهش16
2-2-1 دانش: تعاريف و دستهبنديها16
2-2-1-1 تعريف دانش:18
2-2-1-2 دستهبندي دانش20
2-2-2 مديريت دانش:23
2-2-2-1 تعاريف مديريت دانش24
2-2-2-2 اهميت مديريت دانش26
2-2-2-3 مديريت دانش و يادگيري سازماني27
2-2-2-4 مزاياي مديريت دانش28
2-2-2-4 فرآيند مديريت دانش31
2-2-2-4-1 فرآيند کسب دانش33
2-2-2-4-2 فرآيند تبديل دانش34
2-2-2-4-3 فرآيند محافظت از دانش36
2-2-2-4-4 کاربرد دانش37
2-2-2-5 مديريت دانش در صنعت بيمه38
2-2-3 تکنولوژي اطلاعات39
2-2-3-1 تعريف تکنولوژي اطلاعات40
2-2-3-2 اثرات بکارگيري تکنولوژي اطلاعات در سازمانها41
2-2-3-3 تکنولوژي اطلاعات در صنعت بيمه42
2-2-3-4 رابطه تکنولوژي اطلاعات و مديريت دانش43
2-2-3-4-1 تشريح الگوي چرخه دانش به کمک فناوري اطلاعات47
2-2-3-4-2 فناوريهاي پشتيبان مديريت دانش48
2-2-3-4-3 بخشي از مزاياي بهکارگيري فناوري اطلاعات در سيستم مديريت دانش48
2-2-4 مزيت رقابتي49
2-2-4-1 مفهوم مزيت رقابتي پايدار50
2-2-4-2 ديدگاه منبع محور به شرکت52
2-2-4-3 دانش به عنوان منبع مزيت رقابتي54
2-2-5 جمعبندي مباني نظري55
2-2-6 صنعت بيمه58
2-2-6-1 تاريخچه بيمه در ايران60
2-3 پيشينه پژوهش62
2-3-1 پژوهشهاي انجام شده در داخل کشور62
2-3-2 پژوهشهاي انجام شده در خارج از کشور64
فصل سوم:
روش شناسي پژوهش
3-1 مقدمه:68
3-2 روش پژوهش:69
3-3 جامعه آماري69
3-4 روش نمونهگيري69
3-5 منابع و ابزار گردآوري دادهها و اطلاعات71
3-5-1 تشريح پرسشنامه72
3-5-1-1 روايي73
3-5-1-2 پايايي73
3-6 روش تجزيه و تحليل دادهها75
فصل چهارم
تحليل يافته ها
4-1 مقدمه80
4-2 يافته‌هاي توصيفي متغيرهاي پژوهش81
4-3 تحليل استنباطي دادهها82
4-3-1 آزمون نرمال بودن متغيرها82
4-3-2 آزمون فرضيه‌ها و نتايج آن84
4-3-2-1 آزمون فرضيه‌ي فرعي اول84
4-3-2-2 آزمون فرضيه‌ي فرعي دوم85
4-3-2-3 آزمون فرضيه‌ي فرعي سوم86
4-3-2-4) آزمون فرضيه‌ي فرعي چهارم87
4-3-2-5 آزمون فرضيه‌ي اصلي دوم و فرعي پنجم88
4-4 آزمون رگرسيون:89
4-4-1 آزمون معنادار بودن رگرسيون89
4-4-2 آزمون همخطي90
4-4-3 آزمون عدم خود همبستگي91
4-4-4 آزمون F ليمر و هاسمن91
4-5 خلاصه يافته ها95
فصل پنجم
نتيجهگيري و پيشنهادها
5-1 مقدمه97
5-2 جمعبندي پژوهش97
5-3 بحث و تفسير يافته ها98
5-4 پيشنهادهاي کاربردي101
5-5 پيشنهادهايي براي پژوهشهاي آتي103
5-6 محدوديتهاي پژوهش103
منابع105
چکيده:
در دنياي امروز، مديريت دانش و فناوري ارتباطات و اطلاعات از نقشي محوري در ايجاد و پايدارسازي مزيت رقابتي براي شرکتها برخوردار است. با توجه به اينکه نقطه تمرکز مزيت رقابتي بر دانستن چگونگي انجام کارها قرار دارد تا در دسترسي به منابع و بازارهاي خاص، لذا دانش و اطلاعات به عنوان مبناي اوليه دستيابي به شايستگيهاي اصلي و کليد عملکرد برتر سازمان مطرح ميشوند. به عبارت ديگر توانايي يک شرکت در ايجاد و حفظ مزيت رقابتي به دانش آن شرکت بستگي دارد. هدف اصلي اين پژوهش ” بررسي تاثير فرآيند مديريت دانش و تکنولوژي اطلاعات بر مزيت رقابتي از ديدگاه منبع محوردر بيمههاي خصوصي شهر کرمانشاه از ابتداي فروردين 1394 تا انتهاي شهريور 1394″ بوده است که در اين راستا مديريت دانش از 4 جنبه کلي مورد بررسي قرار گرفت که شامل؛ فرايند کسب دانش، کاربرد دانش، تبديل دانش و محافظت از دانش بوده است. براي تعيين حجم نمونه از فرمول کوکران (براي جامعه محدود) استفاده شده است، که تعداد 130 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. به منظور جمعآوري اطلاعات مورد نياز بخش ادبيات پژوهش و مباني نظري از روش کتابخانهاي و دادههاي مورد نياز براي آزمون فرضيههاي پژوهش از پرسشنامه استفاده شده است. نتايج پژوهش نشان داد که متغيرهاي کسب دانش، تبديل دانش، کاربرد دانش، محافظت از دانش و تکنولوژي اطلاعات تأثير مستقيم، قوي و معناداري بر کسب مزيت رقابتي بيمههاي خصوصي شهر کرمانشاه دارند و تأثير تکنولوژي اطلاعات بر کسب مزيت رقابتي از بقيه متغيرها بيشتر است.
واژگان کليدي: تکنولوژي اطلاعات، مديريت دانش، مزيت رقابتي، بيمههاي خصوصي
فصل اول:
کليات پژوهش
1-1 مقدمه:
در عصر اطلاعات و ارتباطات، ديدگاهها و رويکردهاي سنتي مربوط به مزيت رقابتي جوابگوي سازمانها در ايجاد و پايدارسازي مزيت رقابتي در راستاي رقابتپذيري و پاسخ مناسب به الزامات محيط و بازار رقابتي نميباشند. از اين روي لازم است تا ديدگاه و رويکردي جديد مطابق با شرايط عصر حاضر در اين زمينه توسعه داده شود (آقازاده واسفيداني، 1386). از طرفي همزمان با روند فزايندهي تحولات اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي که تمام ابعاد سازمان را تحت تاثير قرار داده و انتظارات جديدي را پديد آورده است، نقش وظايف مديران و رهبران نيز به شدت دگرگون شده است. طي دهههاي اخير تحولات بنيادي در سازمانها به وجود آمده است و اين تحولات موجب پيدايش اصول، روشها و مهارتهاي نويني شده که يکي از مهمترين آنها مديريت دانش است (عباسزاده شهري و رجبلو، 1388).
نياز به مديريت دانش براساس رشد ادراک جامعه تجاري، از اين واقعيت سرچشمه ميگيرد که دانش در عملکرد سازماني، دسترسي به مزيت رقابتي پايدار و تحقق استراتژيهاي رقابتي عنصر مهمي تلقي ميشود (رحيمنيا و همکاران، 1390). اکنون بحث مديريت دانش به يکي از موضوعات اصلي در پژوهشهاي مديريت در سراسر دنيا تبديل شده است (وانکورگ و نوناکا1، 2000) و آن را به عنوان ابزاري کليدي براي مديريت کردن اطلاعات و ابزاري استراتژيک براي مديريت (مارتينسون2، 2000) و راهي موثر براي کسب مزيت رقابتي پايدار (بونچن و پيو3، 2002) ميدانند. مديريت دانش فرآيندي است که به سازمانها کمک ميکند تا اطلاعات و مهارتهاي مهم را که به عنوان حافظه سازماني محسوب ميشود و بهطور معمول به صورت سازماندهي نشده وجود دارند، شناسايي، انتخاب، سازماندهي و منتشر نمايند. اين امر مديريت سازمانها را براي حل مسائل يادگيري، برنامهريزي راهبردي و تصميمگيريهاي پويا بهصورت کارا و مؤثر قادر ميسازد. بهطورکلي سازمانها به دو دسته داراييها (سرمايه) تکيه ميکنند: داراييهاي ملموس و ناملموس. آنچه تا چندي پيش مورد توجه سازمانها بود داراييهاي ملموس مانند ماشينآلات و تجهيزات بود. اما امروزه سازمانها دريافتهاند که داراييهاي ناملموس مانند دانش سازماني و اطلاعات موجب موفقيت و بقاي آنها ميشود (احمدي، 1390). جوامع علمي و تجاري هر دو بر اين باورند که سازمانهاي داراي قدرت دانش ميتوانند برتريهاي بلندمدت خود را در عرصههاي رقابتي حفظ کنند و به همين دليل در سالهاي اخير مديريت دانش به يک موضوع مهم و حياتي
در سازمانها تبديل شده است (بات4، 2001).
بنابراين در دنياي امروز، مديريت دانش و فناوري ارتباطات و اطلاعات از نقشي محوري در ايجاد و پايدارسازي مزيت رقابتي براي شرکتها برخوردار است. با توجه به اينکه نقطه تمرکز مزيت رقابتي بر دانستن چگونگي انجام کارها قرار دارد تا در دسترسي به منابع و بازارهاي خاص، لذا دانش و اطلاعات به عنوان مبناي اوليه دستيابي به شايستگيهاي اصلي و کليد عملکرد برتر سازمان مطرح ميشوند. به عبارت ديگر توانايي يک شرکت در ايجاد و حفظ مزيت رقابتي به دانش آن شرکت بستگي دارد (آقازاده واسفيداني، 1386).
1-2 تعريف و بيان مساله پژوهش
سازمانها براي حفظ بقاي خود در دنياي رقابتي امروز راهي جز کسب مزيت رقابتي ندارند (بارني5، 1986). به دليل اهميت مزيت رقابتي در موفقيت بلندمدت شرکت، بسياري از پژوهشگران بهطور مستقيم و يا غيرمستقيم به تلاش براي درک منشاء مزيت رقابتي پرداختهاند (پريم و باتلر6، 2001). از طرفي امروزه که عصر ارتباطات و اطلاعات است، سازمانها، محصولات، روابط و بهطورکلي کسب و کار آنها حالت مجازي و الکترونيکي به خود گرفته و تغييرات به قدري شديد شده که طول عمر فناوريها و محصولات را به حداقل رسانده است، در چنين شرايطي خلق و حفظ پايدار مزيت رقابتي با تکيه بر قابلتها و شايستگيهاي سنتي و قديمي براي حضور موفق بنگاه در محيط و بازارهاي رقابتي کافي نيست. اين امر مستلزم تدابيري نو و رويآوري به شايستگيهاي جديدي است که مبتني بر فناوري اطلاعات و مديريت دانش است. بنابراين در دنياي امروز، مديريت دانش و فناوري ارتباطات و اطلاعات از نقشي محوري در ايجاد و پايدارسازي مزيت رقابتي براي شرکتها برخوردار است. با توجه به اينکه نقطه تمرکز مزيت رقابتي بر دانستن چگونگي انجام کارها قرار دارد تا در دسترسي به منابع و بازارهاي خاص، لذا دانش و اطلاعات به عنوان مبناي اوليه دستيابي به شايستگيهاي اصلي و کليد عملکرد برتر سازمان مطرح ميشوند. به عبارت ديگر توانايي يک شرکت در ايجاد و حفظ مزيت رقابتي به دانش آن شرکت بستگي دارد (آقازاده واسفيداني، 1386).
در اقتصادهاي دانش محور امروزي، دانش به عنوان منبع کليدي محسوب ميشود که بايد همانند جريان نقدينگي، منابع انساني و يا مواد اوليه مديريت شود. در چنين شرايطي تنها سازمانهايي ميتوانند عملکرد موفقيتآميزي داشته باشند که بتوانند از دانش به عنوان يک مزيت رقابتي پايدار بهره گيرند. از اين رو مديريت دانش به يکي از مهمترين وظايف سازمانهايي تبديل شده است که تلاش ميکنند به سازمان يادگيرنده تبديل شوند. سازمانهايي که به طور موثر اقدام به کسب، خلق، انتقال دانش و استفاده از دانش براي اصلاح و بهبود فعاليتها و عملکرد خود ميکنند (جعفري و همکاران، 1390). در واقع دانش ميتواند مزيت رقابتي سازمانها تلقي شود و به آنها توانايي حيات، رقابت و پيشي گرفتن از سايرين را اعطا کند (موغلي، 1385). به نحوي که پيتر دراکر راز موفقيت سازمانها در قرن 21 را مديريت دانش ميداند. اهميت مديريت دانش در قرن حاضر به حدي است که تيلور آن را حرکت و جنبشي ميداند که عصر آينده را مسخر خود خواهد ساخت (عسگري، 1390).
عصر حاضر، عصر تغيير و تحول سريع دانش است هر پنج سال و نيم حجم دانش دو برابر ميشود، در حالي که عمر متوسط آن کمتر از چهار سال است. در چنين شرايطي دانش به عنوان يک منبع ارزشمند استراتژيک و دارايي مطرح ميشود که نيازمند مديريت است. اگر به شرايط فوق، رقابت شديد موجود در بازار را نيز اضافه کنيم، اهميت مديريت کردن دانش موجود در شرکتهاي بيمهاي در اقتصاد دانش محور کنوني دو چندان ميشود (جلالي و همکاران، 1386).
در دنياي امروز بيمه از صنايع بسيار با ارزش جامعه است و به چنان جايگاهي رسيده است که ميتواند با ايجاد اطمينان در مجموعه فعاليتهاي اقتصادي کشورها، نقش کليدي را در توسعه اجتماعي و اقتصادي ايفا کند. به عبارت ديگر امروزه تمامي جوامع توسعهگرا، بيمه را عامل مهمي در توسعه کشور ميدانند زيرا که معتقدند بيمه در رشد بخشهاي مختلف اقتصادي نقش برجستهاي ايفا ميکند (يوسفي، 1390). صنعت بيمه از صنايع خدماتي است که همواره رقابتپذيري در آن معنادار بوده است. ايجاد سيستم مديريت دانش موثر از عوامل کليدي در بهبود فرآيندهاي کسب و کار در شرکتهاي بيمه است، بنابراين اين شرکتها براي بقا در بازار به شدت رقابتي کنوني، ناگزير به سرمايهگذاري در اين حيطه هستند (زعفريان و ميرزاييرابر، 1390).
اين پژوهش با توجه به اهميت مديريت دانش و تکنولوژي اطلاعات در صنعت بيمه در پي دستيابي به شناخت تاثير فرآيند مديريت دانش و تکنولوژي اطلاعات بر کسب مزيت رقابتي است. در همين راستا پژوهشگر تلاش ميکند تا چگونگي ارتباط ميان مديريت دانش و مزيت رقابتي را با چهار فرآيند مديريت دانش، شامل کسب دانش، تبديل دانش، محافظت از دانش و کاربرد دانش جستجو کند و ميزان اثرپذيري مديريت دانش بر کسب مزيت رقابتي را مورد آزمون قرار دهد. از طرفي ادبيات منبع محور اشاره دارد که مزيتهاي رقابتي، با استفاده از دانش ايجاد شود و پايدار بماند. بنابراين ديدگاه منبع محور يک تئوري مناسب براي بيان ماهيت روابط بين مديريت دانش و مزيت رقابتي است. از اين رو در اين پژوهش رابطه بين مديريت دانش و مزيت رقابتي را از ديدگاه منبع محور مورد بررسي قرار ميدهيم.

1-3 اهميت موضوع پژوهش:
در عصر اطلاعات و ارتباطات، ديدگاهها و رويکردهاي سنتي مربوط به مزيت رقابتي جوابگوي سازمانها در ايجاد و پايدارسازي مزيت رقابتي در راستاي رقابتپذيري و پاسخ مناسب به الزامات محيط و بازار رقابتي نميباشند. از اين روي لازم است تا ديدگاه و رويکردي جديد مطابق با شرايط عصر حاضر در اين زمينه توسعه داده شود (آقازاده واسفيداني، 1386). از طرفي همزمان با روند فزايندهي تحولات اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي که تمام ابعاد سازمان را تحت تاثير قرار داده و انتظارات جديدي را پديد آورده است، نقش وظايف مديران و رهبران نيز به شدت دگرگون شده است. طي دهههاي اخير تحولات بنيادي در سازمانها به وجود آمده است و اين تحولات موجب پيدايش اصول، روشها و مهارتهاي نويني شده که يکي از مهمترين آنها مديريت دانش است. مديريت دانش به فرآيند شناسايي، انتخاب، سازماندهي، تلخيص و دستهبندي اطلاعات ضروري براي کسبوکار شرکت اشاره دارد به گونهاي که عملکرد کارکنان و مزيت رقابتي را بهبود بخشد (عباسزاده شهري و رجبلو، 1388).
به عقيده مارتين افزايش سرعت جهاني شدن و تقابل تکنولوژي وتغييرات سازماني از دلايل اهميت يافتن مقوله دانش است (مارتين7، 2000). بديهي است در عصري که دانش به عنوان مهمترين عامل ايجاد کننده ارزش و مزيت رقابتي شرکتها به شمار ميآيد مديريت دانش نيز از ضروريترين فعاليتهاي مديريت نوين است. به طوري که پيتر دراکر راز موفقيت سازمانها در قرن 21 را مديريت دانش ميداند. اهميت مديريت دانش در قرن حاظر به حدي است که تيلور آن را حرکت و جنبشي ميداند که عصر آينده را مسخر خود خواهد ساخت (عسگري، 1390). يکي ديگر از موضوعات مهم که بر مديريت دانش سازماني هم اثرگذار است تکنولوژي اطلاعات است که پيشرفتهاي شگرف و خيرهکنندهاي داشته است. اين امر باعث توجه و سرمايهگذاري قابل توجه سازمانها گرديده است. تغييرات فناوري، دانشي است که کليد منابع رقابتهاي صنعتي و رشد اقتصادي را تشکيل ميدهد. فنآوري اطلاعات شاهراهي است که به قلمرو جديدي از تواناييها و نوآوريهاي فنآوري ميانجامد و ما را وارد اقتصاد فراصنعتي و جامعه اطلاعات محور ميکند (کاظمي و همکاران، 1387).
دانش و مديريت آن از جمله عناصري است که امروزه توجه همه سازمانها را به سمت خود جلب نموده است. نتايج پژوهشهاي متعدد و آمار و ارقام موجود نشانگر آن است که کشورهايي که در ايجاد دانش از سايرين پيشي گرفتهاند از نظر رشد رقابتي و قدرت اقتصادي نيز در مرتبهاي بالاتر از ديگران هستند. همچنين کشورهايي که از وضعيت اقتصادي مناسبي بر خوردار نيستند، از ضعف در شالودهها و زيربنا در دانش رنج ميبرند.
با توجه به مطالب گفته شده ميتوان گفت که مديريت دانش به عنوان يک ضرورت در سازمانهاي امروزي پذيرفته شده است از اينرو سازمانها بايد بتوانند دانش را به عنوان يک منبع کليدي همانند جريان نقدينگي، منابع انساني و يا مواد اوليه مديريت کنند. از طرفي صنعت بيمه از صنايع خدماتي است که همواره رقابتپذيري در آن معنادار بوده است و ايجاد سيستم مديريت دانش موثر از عوامل کليدي در بهبود فرآيندهاي کسب و کار در شرکتهاي بيمه است. بنابراين دستيابي به مزيت رقابتي در صنعت بيمه با روشهاي سنتي امکانپذير نيست و سازمانهاي بيمه بايد روشهاي قديمي را کنار بگذارند و خود را به دانش و فناوري مجهز کنند تا بتوانند اهداف سازمان را برآورده و آن را پيش ببرند.
با توجه به مزيت رقابتي پايداري که تکنولوژي اطلاعات و مديريت دانش براي سازمانها ايجاد ميکنند و با توجه به اهميت رقابتپذيري در صنعت بيمه، ضرورت انجام اين پژوهش يعني مطالعه تاثير تکنولوژي اطلاعات و اجراي فرآيند مديريت دانش در صنعت بيمههاي خصوصي شهر کرمانشاه احساس شد. در همين راستا مديريت از 4 جنبه کلي يعني کسب دانش، تبديل دانش، محافظت از دانش و کاربرد دانش مورد بررسي قرار گرفت. از طرفي پژوهشهاي زيادي در مورد مديريت دانش و تکنولوژي اطلاعات انجام شده است که در بخش ادبيات پيشينه به آنها اشاره شده است. همچنين پژوهشهايي نيز در مورد نقش مديريت دانش در کسب مزيت رقابتي انجام شده است اما در اين پژوهش تاثير همزمان تکنولوژي اطلاعات و مديريت دانش بر کسب مزيت رقابتي بررسي شده است در اين راستا با تلفيقي از مدل تواناييهاي مديريت دانش و مزيت رقابتي (نگون، 2010) و مدل نقش بحراني مديريت دانش در دستيابي به مزيت رقابتي پايدار سازماني (نگون و همکاران، 2009) به مدل مفهومي پژوهش دست يافتيم. همچنين از لحاظ جامعه آماري و متدولوژي با پژوهش حاضر متفاوت مي باشد.
1-4 اهداف پژوهش:
هدف کلي:
شناخت تاثير فرآيند مديريت دانش و تکنولوژي اطلاعات بر کسب مزيت رقابتي.
اهداف ويژه:
1- شناخت تاثير فرآيند کسب دانش بر کسب مزيت رقابتي در بيمههاي خصوصي شهر کرمانشاه.
2- شناخت تاثير فرآيند تبديل دانش بر کسب مزيت رقابتي در بيمههاي خصوصي شهر کرمانشاه.
3- شناخت تاثير فرآيند کاربرد دانش بر کسب مزيت رقابتي در بيمههاي خصوصي شهر کرمانشاه.
4- شناخت تاثير فرآيند محافظت از دانش بر کسب مزيت رقابتي در بيمههاي خصوصي شهر کرمانشاه.
5- شناخت تاثير تکنولوژي اطلاعات بر کسب مزيت رقابتي در بيمههاي خصوصي شهر کرمانشاه.
1-5 قلمرو پژوهش:
الف- قلمرو موضوعي:
آنچه در اين پژوهش به عنوان محور اصلي مطرح است، مطالعه تاثير تکنولوژي اطلاعات و فرآيند مديريت دانش بر کسب مزيت رقابتي (مطالعه موردي: بيمههاي خصوصي شهر کرمانشاه) ميباشد.
ب- قلمرو زماني:
از بهمن ماه 1393 تا شهريور 1394 در حال انجام بوده است.
ج- قلمرو مکاني:
قلمرو مکاني اين پژوهش محدود به سرپرستي بيمههاي خصوصي شهر کرمانشاه است.
1-6 فرضيات پژوهش:
1- فرآيند کسب دانش بر کسب مزيت رقابتي در بيمههاي خصوصي شهر کرمانشاه تاثير مثبت و معناداري دارد.
2- فرآيند تبديل دانش بر کسب مزيت رقابتي در بيمههاي خصوصي شهر کرمانشاه تاثير مثبت و معناداري دارد.
3- فرآيند کاربرد دانش بر کسب مزيت رقابتي در بيمههاي خصوصي شهر کرمانشاه تاثير مثبت و معناداري دارد.
4- فرآيند محافظت از دانش بر کسب مزيت رقابتي در بيمههاي خصوصي شهر کرمانشاه تاثير مثبت و معناداري دارد.
5- تکنولوژي اطلاعات بر کسب مزيت رقابتي در بيمههاي خصوصي شهر کرمانشاه تاثير مثبت و معناداري دارد.
1-7 بيان متغيرهاي مورد بررسي در قالب يک مدل مفهومي

نمودار 1-1: مدل مفهومي(نگون 2010؛ نگون و همکاران 2009)
1-8 شرح مفاهيم و اصطلاحات:
1-8-1 تعاريف مفهومي:
الف) کسب دانش:
اکتساب دانش شامل کسب دانش از منابع خارجي وآن را يراي استفادههاي بعدي بهينه کردن است. فعاليتهاي کسب دانش با شناسايي دانش در محيط خارج از سازمان آغاز ميشود و با تبديل آن به مواردي که قابل استفاده براي سازمان است پايان مييابد. براساس فعاليتهاي مختلفي که پژوهشگران براي اکتساب دانش در نظر گرفتهاند، ميتوان دانش را از دو طريق فعاليتهاي مستقيم و غيرمستقيم کسب کرد (رحيمنيا وهمکاران، 1390).
ب) تبديل دانش:
فرآيندهاي تبديل دانش فرآيندهايي هستند که به سمت مفيد ساختن دانش موجود حرکت ميکنند (گلد8 و همکاران، 2001)، که ميتوانند توسط برخي از فرآيندها مانند: سازماندهي (جيمنز و رينکون9، 2003)، نمايش (مارشال10 و همکاران، 1996)، ادغام (نيلسون11، 2006)، ترکيب، ساختار، هماهنگي (مور12، 1996) يا توزيع دانش (داونپورت13 و همکاران، 1996) توانمند شوند.
ج) کاربرد دانش:
نکته کليدي در مديريت دانش اين است که اطمينان حاصل شود که دانش موجود در سازمان منافعي را براي سازمان ايجاد ميکند (پرابست14 وهمکاران، 2000). کاربرد موثر دانش کمک ميکند تا شرکتها بهرهوري را افزايش و هزينهها را کاهش دهند (داونپورت و کلار15، 1998). کاربرد دانش فرآيند مشارکت دانش در توليد کالاها و خدمات و اقدامات سازماني براي ايجاد ارزش است، در واقع کاربرد دانش در پاسخگويي به دانش مربوط به مشتري، پاسخگويي به تکنولوژي مربوط به رقبا و پاسخگويي به دانش مربوط به تکنولوژي است (فارسيجاني وهمکاران، 1390).
د) محافظت از دانش:
دانش تنها زماني يک منبع مزيت رقابتي محسوب ميشود که کمياب و بينظير باشد، بنابراين فرآيند حفاظت از دانش براي يک سازمان بسيار مهم است (بارني16، 1991). براي حفاظت از دانش فعاليتهاي زير بايد انجام پذيرد: حفاظت از دانش در برابر استفاده نامناسب يا سرقت در داخل يا خارج از سازمان، محدود کردن دسترسي به برخي منابع دانش به وسيله فناوري رمز عبور و محافظت از دانش ضمني (پرابست و همکاران، 2000).

ر) تکنولوژي اطلاعات:
تکنولوژي اطلاعات تلفيقي از دستاوردهاي مخابراتي، روشها و راهکارهاي حل مسئله وتوانايي راهبري با استفاده از دانش کامپيوتري است وشامل موضوعات مربوط به مباحث پيشرفتهي علوم وفناوري کامپيوتري، طراحي کامپيوتري، پيادهسازي سيستمهاي اطلاعاتي وکاربردهاي آن است (شاکريان، 1391). تکنولوژي در مديريت دانش توسط 3 عامل وابسته به هم تکامل يافته است يعني پردازنده مرکزي، رايانههاي شخصي و شبکه. تکنولوژي اطلاعات ميتواند به عنوان ابزاري قدرتمند عمل کرده و ابزارهايي موثر و کارآمد براي همه وجوه مديريت دانش شامل تسخير، اشتراک و کاربرد دانش تامين کند (مافت و همکاران17، 2003).
م) مزيت رقابتي:
هافمن مزيت رقابتي را تحت عنوان سود طولاني مدت ناشي از اجراي برخي استراتژيهاي منحصربه فرد خلق ارزش تعريف ميکند، که رقباي بالقوه و بالفعل در اجراي آن ناتوان هستند. در واقع عدم توانايي رقبا در کپي کردن از مزاياي استراتژي رمز موفقيت شرکت در دستيابي به مزيت رقابتي است (هافمن18، 2000). در دنياي امروز مهمترين منبع براي دستيابي به مزيت رقابتي دانش است و در واقع اسلحهاي بسيار پرقدرت و راهبردي در کسب و کار به شمار ميآيد (موغلي، 1385).

1-8-2 تعاريف عملياتي:
کسب دانش:
منظور از کسب دانش در اين پژوهش دستيابي به دانش در مورد مشتريان، توليد دانش جديد از دانش موجود، دستيابي به دانش در مورد تامينکنندگان، پخش دانش در سراسر سازمان، بهدست آوردن دانش مربوط به محصولات/ خدمات جديد در درون صنعت و تبادل دانش بين افراد است.
تبديل دانش:
تبديل دانش در اين پژوهش به معني انتقال دانش سازماني به افراد، جذب دانش از افراد سازمان، يکپارچهسازي منابع مختلف و انواع دانش، سازماندهي (ذخيره/ فايل) دانش، فيلتر دانش و جايگزيني دانش منسوخ شده ميباشد.
محافظت از دانش:
در اين پژوهش محافظت از دانش عبارت است از محافظت از دانش در مقابل استفاده نامناسب در سازمان، محافظت از دانش در مقابل استفاده نامناسب در خارج سازمان، محافظت از دانش در مقابل سرقت در داخل سازمان، محافظت از دانش در مقابل سرقت در خارج سازمان، سياست و روش گسترده براي محافظت از اسرار تجاري، وجود ارتباطات روشن که بخش مهمي از حفاظت دانش است و وجود فرهنگ حفاظت از دانش در افراد.
کاريرد دانش:
منظور از کاربرد دانش در اين پژوهش بهبود بهرهوري با استفاده از دانش، تنظيم جهت استراتژيک با استفاده از دانش، وجود فرآيندهايي براي استفاده از دانش در توسعه محصولات/ خدمات جديد، وجود فرآيندهايي براي استفاده از دانش در حل مشکلات جديد، امکان انطباق منابع دانش با مشکلات و چالشها، تغيير استفادهي دانش بر حسب موقعيت رقابتي و استفاده از مزيت دانش جديد ميباشد.
تکنولوژي اطلاعات:
تکنولوژي اطلاعات امکان همکاري کارکنان با ديگر افراد خارج از سازمان را فراهم ميکند، محل انواع خاص دانش (به عنوان مثال يک فرد، سيستم خاص يا پايگاه داده) را براي ما مشخص ميکند، با استفاده از تکنولوژي اطلاعات افراد به عنوان يک گروه در مکانهاي مختلف براي يادگيري ميتوانند از يک منبع يا يک نقطه به موقع استفاده کنند و يا افراد به عنوان يک گروه در مکانهاي مختلف ميتوانند از چند منبع يا چند نقطه به موقع استفاده کنند.
مزيت رقابتي:
در اين پژوهش مزيت رقابتي به معني استفاده از نوآوري مبتني بر دانش، گسترش مجموعهاي از محصولات بدون افزايش هزينه با استفاده از مديريت سازمان، مشکل و پرهزينه بودن تکرار قابليت مديريت دانش در سازمانهاي ديگر و اينکه موقعيت بازار سازمان موانع قوي براي ورود ديگر شرکتها ارائه ميدهد، ميباشد.
فصل دوم:
ادبيات و پيشينه پژوهش
2-1 مقدمه
همگام با چرخش از اقتصاد مبتني بر صنعت به اقتصاد دانشي سازمانها نيز خود را بر آن داشتهاند تا با تکيه بر دانش و اطلاعات و استفاده در فرآيند کسب و کار توان رقابتي خود را افزايش دهند. مديريت دانش طيف وسيعي از فعاليتها است که براي مديريت، مبادله، خلق يا ارتقاي سرمايههاي فکري در سطح کلان بکار ميرود. مديريت دانش طراحي هوشمندانه فرآيندها، ابزار، ساختار و غيره با قصد افزايش نوسازي، اشتراک يا بهبود استفاده از دانش است.
مديريت دانش فرآيندي است که به سازمان کمک ميکند تا اطلاعات و مهارتهاي مهم را که به عنوان حافظه سازماني محسوب ميشود و بهطور معمول به صورت سازماندهي نشده وجود دارند، شناسايي، انتخاب، سازماندهي و منتشر نمايند. اين امر مديريت سازمانها را براي حل مسائل يادگيري، برنامهريزي راهبردي و تصميمگيريهاي پويا بهصورت کارا و موثر قادر ميسازد. به طور کلي سازمانها به دو دسته داراييها تکيه ميکنند: دارايي ملموس و دارايي ناملموس. آنچه تا چندي پيش مورد توجه سازمانها بود کسب و بهينهسازي داراييهاي ملموس مانند ماشينآلات و تجهيزات بود. اما امروزه سازمانها دريافتهاند که دارايي ناملموس مانند: دانش سازماني، اطلاعات، سرمايه فکري و تجربيات موجب موفقيت و بقاي آنها ميشود. بهطورکلي ميتوان گفت سازمانهاي آينده سازمانهاي دانش محور خواهند بود. سرمايه دانشي دارايي نهفته و پنهاني سازمانها است که با مديريت و اداره آن ميتوان به مزيتهاي رقابتي دست يافت. در واقع دانش به عنوان منبعي براي بقاي سازمانها ضروري به نظر ميرسد. و شرط موفقيت سازمانها رسيدن به يک دانش و فهم عميق در تمامي سطوح است به نحوي که پيتر دراکر راز موفقيت سازمانها را در قرن 21 مديريت دانش ميداند (عسگري، 1390).
2-2 مباني نظري پژوهش
2-2-1 دانش: تعاريف و دستهبنديها
شرکتهاي بزرگي مانند مايکروسافت (پرارزشترين شرکت سال 1998) مالک چيز ارزشمندي جز دانش و اطلاعات نيستند. بازي اقتصادي آنها اين است که حريم مالکيت علمي و فني خود را حفظ کرده و قلمرو دانش و تخصص خود را گسترش دهند. اين متخصصان هستند که دانش جديد را کشف ميکنند، محصولات جديد و فرآيندهاي نو را اختراع ميکنند، فرآيندهاي توليد را اداره ميکنند و ابزارها و فرآيندهاي جديد را که حاصل پيشرفت دانش است بهکار ميگيرند. ايجاد سرمايه انساني به اقتضاي طبيعت خود فرآيندي اجتماعي است نه فردي. تخصص و مهارت فني انسان فقط وقتي رشد ميکند که هر نسلي آن چه را آموخته است به نسل بعدي بياموزد تا نسل بعدي وقت و نيروي خود را براي پيشبرد دانش موجود و کسب تخصصها و مهارتهاي فني جديد وقف نمايد، نه اينکه وقت خود را به کشف دوباره کشف شدهها بگذرانند (صلواتي و حقنظر، 1388).
دانش براي تمام سازمانها از جمله داراييهاي بسيار ارزشمند و راهبردي است، بهطوريکه صاحبنظران علم مديريت، دانش را جايگزين نهايي توليد، ثروت و سرمايه پولي ميدانند. همچنين پيتر دراکر (1992) معتقد است که در اقتصاد امروز دنيا، دانش منبعي همانند و در عرض ساير منابع توليد مانند کار، سرمايه و زمين نيست، بلکه تنها منبع معنيدار در عصر حاضر به شمار ميرود. در واقع دانش تنها منبعي در سازمان است که در اثر استفاده نه تنها از ارزش آن کاسته نشده، بلکه بر ارزش آن نيز افزوده ميگردد. اين دانش در رويهها، دستورالعملها، ديدگاهها، اقدامات و تصميمات سازماني مستقر و مستتر است و زماني اهميت بيشتر مييابد که به محصولات و خدمات ارزشمندي تبديل شود (نوروزي، 1390).
سازمان همکاريهاي اقتصادي و توسعه19 اقتصاد دانشمحور و نقش دانش در پيشرفتهاي اقتصادي در هزاره سوم را مورد تاکيد قرار داده است. در گزارش توسعه جهاني که در سال 1998 توسط بانک جهاني منتشر شد، آمده است: در مورد کشورهاي پيشرو اقتصاد جهاني، اهميت دانش به عنوان يک منبع در مقايسه با ساير منابع چنان افزايش يافته است که دانش به عنوان مهمترين عامل تعيين کننده استاندارد زندگي درآمده است. بانک جهاني در سال 2002 بار ديگر بر اهميت داراييهاي دانشي ملتها تاکيد کرد و توجه به دارايي دانشي را به عنوان راهي براي مشارکت کشورهاي در حال توسعه در انقلاب دانشي به شمار آورد که ميتواند در کاهش فاصله بين کشورهاي در حال توسعه و توسعهيافته نقش تعيين کنندهاي ايفا کند (حسنزاده، 1388).
2-2-1-1 تعريف دانش:
روش مفيد براي درک تعريف مناسب از دانش ميتواند از طريق تمايز آن از اينکه چه چيزي دانش نيست به دست آيد. يکي از تمايزهاي موسوم در ادبيات دانش، بين دانش، اطلاعات و داده است.
داده را ميتوان به عنوان اعداد خام، تصاوير، کلمات و صداهايي در نظر گرفت که از طريق مشاهده يا اندازهگيري بدست ميآيند.
اطلاعات بيانگر دادههاي مرتب شدهاي هستند که در يک الگوي معنادار قرار گرفتهاند.
دانش ميتواند از کاربرد، تحليل و استفاده مفيد از دادهها و يا اطلاعات درک گردد به عبارت ديگر، دانش ميتواند دادهها و يا اطلاعاتي باشد که بر روي آن يک لايه تحليل منطقي ديگر اضافه شده و سپس تفسير ميشود، معنايي به آن افزوده شده و به سيستم موجود از اعتقادات و مجموعه دانش ملحق ميگردد. بنابراين دانش ابزار مورد نياز را براي تحليل و درک داده و اطلاعات فراهم کرده و باعث بوجود آمدن رابطه علي و معلولي در مورد حوادث و اعمال ميشود و اصولي را فراهم ميآورد تا بتوان افکار و اعمال را بهطور معناداري حمايت کرد.
طبق تعاريف بالا، در يک روش مشترک که داده، اطلاعات و دانش به هم پيوسته هستند يک ساختار سلسله مراتبي ميباشد که روابط در آن اساسا يک طرفه ميباشد و در آن دادهها، اطلاعات را توليد کرده و اطلاعات نيز به نوبه خود براي توليد دانش بکار ميرود. البته بايد توجه داشت که روابط متقابل اين عوامل پيچيدهتر از اين ارتباطات است. در حالي که دادهها و اطلاعات ميتوانند سنگ بناي دانش را به وجود آورند، به طور يکسان دانش نيز ميتواند باعث توليد دادهها و اطلاعات شود، بنابراين رابطه بين اين سه، پويا و متقابل است (نوروزي، 1390).
تعاريف متعددي توسط صاحبنظران و نويسندگان مديريت براي دانش ارائه شده که به چند مورد اشاره ميشود:
از ديد داونپورت و پروساک20، دانش ترکيبي منعطف و قابل تبديل از تجارب، ارزشها، اطلاعات معنيدار و بينشهاي متخصصان است که چارچوبي را براي ارزيابي و انسجام اطلاعات و تجارب جديد ارائه ميدهد (داونپورت و پروساک، 1998). اين پژوهشگران در جاي ديگر دانش را مخلوط سيالي از تجربيات، ارزشها، اطلاعات موجود و نگرشهاي کارشناسي نظاميافته تلقي کردهاند که چارچوبي براي ارزشيابي و بهرهگيري از تجربيات و اطلاعات جديد به دست ميدهد. دانش، در ذهن دانشور به وجود آمده و بهکار ميرود دانش در سازمانها نه تنها در مدارک و ذخاير دانش بلکه در رويههاي کاري فرايندهاي سازمان، اعمال و هنجارها مجسم ميشود.
پروست21 و همکارانش، دانش را مجموع کل شناختها و مهارتهايي ميدانند که افراد براي حل مسائل به کار ميبرند. دانش هم نظريهها و هم قواعد و دستورات عملي روزمره جهت اقدام را شامل ميشود. دانش بر داده و اطلاعات پايهگذاري ميشود، اما برخلاف آنها دانش هميشه به اشخاص محدود ميشود. دانش به وسيله افراد ساخته ميشود و باورهاي افراد درباره روابط علّي را نشان ميدهد (دانشفرد و ذاکري، 1388).
نويسنده ديگري نيز دانش را چنين تعريف کرده است: اطلاعات پردازش شده توسط ذهن آدمي که شامل عکسالعمل ها، استنتاجها و مفاهيم و زمينهها است و ويژگيهايي چون دشواري ساختاردهي، دشواري ادراک و اخذ توسط ماشين، دشواري انتقال و نهان بودن را همراه خود دارد (واسکوئز22 و ديگران، 2000). اگرچه تعاريف فوق به لحاظ رويکرد، تأکيدات و چارچوب کلامي استفاده شده در مواردي با يکديگر متفاوت هستند، اما چند ويژگي مشترک در ارتباط با دانش در کليه اين تعاريف قابل استنباط است:
1- دانش، مجموعهاي از اطلاعات سازماندهي شده است.
2- سازماندهي اطلاعات بايد به صورت هدفمند باشد.
3- اطلاعات سازماندهي شده براي تبديل به دانش بايد يک فرايند تفکر و انديشه ذهني را پشت سر بگذارد.
بدون انديشه و تفکر، اطلاعات تبديل به دانش نميشود و به بيان ديگر دانش چيزي فراتر از گردآوري و سازماندهي اطلاعات است (دانشفرد و ذاکري، 1388).
2-2-1-2 دستهبندي دانش
يکي از معروفترين طبقهبنديها از دانش توسط نوناکا انجام گرفته است که اين طبقهبندي، مبتني بر نگرش پولاني23 در خصوص دانش است. نوناکا در اين طبقهبندي، دو نوع دانش را معرفي ميکند که عبارتند از:
1- دانش آشکار: دانشي است که عيني بوده و ميتواند به صورت رسمي و زبان سيستماتيک بيان ميشود. وي معتقد است که اين نوع دانش مستقل از کارکنان بوده و در سيستمهاي اطلاعات کامپيوتري، کتابها، مستندات سازماني و نظاير اينها وجود دارد. دانش آشکار قابل رمزگذاري و کدگذاري است و ميتوان به سادگي آن را مخابره، پردازش، منتقل و در پايگاه دادهها ذخيره کرد. اين نوع دانش را ميتوان فرم داد و در قالب يک فرمول علمي و يا کتابچه راهنما بين افراد و سازمان منتشر کرد.
2- دانش پنهان: دانشي است که انتزاعي بوده و دستيابي به آن آسان نيست. لي و چوي24 به نقل از پولاني دانش نهفته را به اين صورت تعريف ميکنند: دانشي که منابع و محتواي آن در ذهن نهفته است و به آساني قابل دستيابي نبوده و غيرساختارمند است. اين دانش از طريق تجربه و يادگيري عملي کسب ميگردد و کدگذاري شده نيست (دانشفرد و ذاکري، 1388). اين دانش، دانش نانوشته سازمان است که بيانگر ميزان تجربه و مهارت کارکنان است.
دانش پنهان را ميتوان، دانش فردي و شخصي نهفته در تجربيات فردي که بيشتر از طريق تماس چهره به چهره و نشستهاي حضوري مبادله ميگردد و تبادل آن مستقيم و اثربخشتر است دانست. به بياني ديگر، دانش ضمني را ميتوان مجموعهاي از تجارب، مهارتها، ديدگاههاي کاري و نظام ارزشي و ذهني در درون دانست که قابل گفتن نبوده و در هيچ پايگاه دادهاي ذخيره نشده است، بلکه جايگاه آن را ذهن آدمي و فعاليتهاي او تشکيل ميدهد (فتحيان و همکاران، 1384).
آشکار پنهان
جامعهپذيري
(دانش احساسي)بروني کردن
(دانش مفهومي)دروني کردن
(دانش عملياتي)ترکيب
(دانش سيستماتيک) آشکار
پنهان
شکل 2-1: انواع دانش
نوناکا و تاکوشي (1995)

نوناکا (1995) تفاوت اين دو دانش را چنين مشخص کرد: دانش صريح دانشي است که به زبان رسمي توليد شود و به راحتي در ميان افراد به صورت همزمان و غيرهمزمان قابل تسهيم باشد مانند دستورالعملها و برنامههاي کامپيوتري. از سوي ديگر دانش ضمني دانشي است که شخصي بوده و در تجارب افراد وجود دارد و شامل مواردي همچون: عوامل غيرمحسوس، اعتقاد شخصي، ديدگاه و ارزشها ميباشد. در حالي که دانش ضمني بطور بالقوه ارزش زيادي براي سازمان دارد به لحاظ ماهيت بهدست آوردن و نيز تسهيم آن، بسيار مشکل است. از سوي ديگر دانش ضمني بيانگر دانشي است که افراد آن را در اختيار داشته ولي غيرقابل بيان کامل است.
سازمانها در طي چندين دهه، سرمايهگذاريهاي تکنولوژي اطلاعاتي خود را بيش از آنکه بر روي دانش ضمني متمرکز نمايند، بر روي دانش صريح متمرکز کردهاند. سه علت عمده در اين مورد وجود داشت: اول، دانش صريح اغلب به صورت بخش استاندارد بيشتر سيستمهاي اطلاعاتي کسب و کار محور است. دوم، بدست آوردن و تسهيم دانش صريح از دانش ضمني آسانتر است. سوم، ما نسبت به چيزي



قیمت: تومان


پاسخ دهید